تبلیغات
میهنم ایران زمین - نان های ایرانی- نان های پرشین
چهارشنبه 1 مهر 1394  17:05
نوع مطلب: (تاریخ ایران ،) توسط: مریم

نان های ایرانی - نان های پرشین

persian bread











نان به آن دسته از غذاها اطلاق می شود که با پختن، بخارپز کردن و یا سرخ کردن خمیری که متشکل از آرد و آب است، تهیه می شود.

پیرامون واژه فارسی نان :

ریشهٔ واژهٔ نان از پارسی پهلوی می‌باشد. فرهنگ فارسی دهخدا دربارهٔ «نان» در زبان‌ها و گویش‌های گوناگون چنین آورده‌است:

فارسی پهلوی :نان، ارمنی: نکن (نان پخته در خاکستر)، ماخوذ ازپهلوی، نیکان = پارسی : نیگان، بلوچی : نگن و نظایر آن، از ایرانی باستان : نگن، منجی : نگهن، کردی :نن، نان، زازا: نا، نان، دوجیکی : نن، گیلکی : نان، فریزندی، یرنی و نطنزی : نون، سمنانی : نونا، سنگسری و سرخه‌ای : نون، لاسگردی : نن، شهمیرزادی : نون، نائینی:نو ملایری‎:نو

انواع نان در ایران


  • نان تافتون، نانی است مانند نان ساج که آن را نیز چادرنشینان می‌پزند ولی در تنورهای زیرزمینی. تافتون نامی فارسی است
  • 'نان لواش، نان نازک تردی است به قطر سه میلیمتر که از خمیر فطیر یا خمیر «کم در آمده» پخته می‌شود. این نان را نان تنوری یا نان تافتون هم می‌گویند. نانی که از همان خمیر ساخته شده ولی بسیار نازک باشد، نان خونگی می‌نامند که پس از پخت بسیار نازک است. لواش نامی فارسی است.
  • نان سنگک یا سنگ نانی، نانی است نرم‌تر از لواش با کلفتی ۹ میلیمتر، که در شهرهای بزرگ متداول است و خمیر آن «در آمده» است، نان سنگک را نان خمیری نیز می‌نامند. سنگك نامی فارسی است .واژة فارسی « سنگك » از دو جزء« سنگ » و « ك » نسبت ساخته شده. و آن نانی است كه بر روی سنگ‌ریزه ( ریگ ) پزند. كسروی در « كافنامه » كاف سنگك را به معنی نسبت گرفته و می‌نویسد: « سنگك نانی را گویند كه بر روی سنگ بپزند » ( كافنامه. صفحه37 ). قدیمی‌ترین فرهنگ لغتی كه از « نان سنگك » نام برده « برهان قاطع » است كه در سال 1062 هجری قمری نوشته شده. مؤلف این فرهنگ در معنی واژة سنگك می‌نویسد: « … و نوعی از نان هم هست كه بر روی سنگ‌ریزه‌های گرم بپزند. »

    مؤلف فرهنگ نظام در شرح نان سنگك نوشته « نان سنگك نانی [است] كه در كوره‌ای كه كفش سنگ‌ریزه پهن كرده [شده] است پخته می‌شود. » صاحب آنندراج در دو مورد ، یكی در معنی واژة « سنگك » و دیگر در توجیه انواع نانها ( نان آبی ، نان پنجه‌كش ، نان تفتان ، نان خطائی ، نان سنگك و نان شیرمال ) یاد می‌كند و چند بیت شعر نیز شاهد می‌آورد: « سنگك نام نانی است كه چون خمیر آن را بر روی تنوری كه پر از سنگ‌ریزه است اندازند به این اسم موسوم شده. محسن تأثیر:

    سنگك به سینه سنگ زند از برای تو

    پیش از تو در سر روزی سوای تو

    « آنندراج »

    « نان سنگك ». میرزا عبدالغنی قبول.

    گر بود كوه گران خشخاش می‌دانیم ما »

    حرف سخت منعمی كونان سنگك می‌دهد

    « آنندراج »
  • نان بربری نانی است قدری سفت تر با ضخامت ۱ تا ۲ سانتیمتر که مانند نان سنگگ خمیر آن ورآمده‌است. این نان در واقع به نام عشایر بربر است که یکی از شاهان قاجار در سده گذشته در جنوب تهران اسکان داد.
  • نان گلک یا گعک شبیه تافتون است اما در داخل خمیر آن سبزی بنام سرموک و یا جزغاله استفاده می گرده اند.

که به ان بر اساس نوع مواد افزوده نام سرموکی و یا نان جزغاله ای و یا نان قیمه(قلیه نیر می گفته اند.)[۱]



همچنین در سالهای قبل در قلعهای قدیمی در نزدیكی شهر ورامین در زیر زمین این قلعه بقایای یك نانوایی سنگكی كشف شد ك تنور آن سالم مانده و ریگهای داخل آن موجود بود. واژه فارسی «سنگک» از دو جزء «سنگ» و «ک» نسبت ساخته شده و آن نانی است که بر روی سنگ‌ریزه (ریگ) پخته می‌شود.


  پخت نان سنگک قبل از ورود اسلام به ایران رواج داشته و پیدایش آن این گونه بوده که یکی از پادشاهان ساسانی بیمار می‌شود، طبیب معالج او تجویز می‌کند که برای شاه باید نانی تهیه نمایند که آن نان روی ریگ (سنگ‌های کوچک) پخته شود.

در اجرای این کار دستور داده می‌شود که روی توری مقداری ریگ و سنگ‌ریزه بریزند و در زیر آن آتش پرحجمی روشن نمایند تا ریگها کاملاً داغ گردند و آنگاه خمیر نان را با دست در روی تخته‌ای پهن کرده و در روی سنگ‌های داغ قرار دهند تا بپزد.

ولی چون در این روش‌ قسمت پایین نان پخته و قسمت رویی نمی‌پخت، آمدند توری دیگری هم روی خمیر قرار دادند و روی آن آتش ریختند تا هر دو طرف نان پخته شود. کم کم این روش پختن نان توسعه و تکامل یافته تا به صورت امروزه درآمده است.

همچنین در کتب تاریخی ذکر شده است که وقتی سربازان عرب به شهر مدائن آمدند و نان سنگک را روی میز نانوایی دیدند، نمی‌دانستند که آن چیست و همین هم خود دلیلی بر قدمت پخت نان سنگک در ایران  است.



دو تصویر از انواع نان های مشهدی و خراسانی





" درشتی " نان محلی كوهرنگ با طعم گیاهان دارویی



نان محلی نایین



كاكا - چورك  گیلانی







بربری

در اواخر دوران قاجار چند بربر پخت این نان را در تهران آغاز کردند و آن را رواج دادند. طعم و بوی ویژه این نان ناشی از استفاده از ترکیب آب و مقدار کمی جوش شیرین است که پیش از پخت بوسیله نانوا روی خمیر نان مالیده می‌شود.





سنگك تهرانی نیازمند ثبت ملی



دیزی سنگی در كنار سنگك تهرانی در دربند و دركه تهران





كله پاچه و سنگك تهرانی







كله پاچه ایرانی ، ترمه اصفهان، تافتون ایرانی و یه صبحانه ایرانی





بربری تهرانی نیازمند ثبت ملی





بربری تهرانی و پنیر و گردو صبحانه ایرانی





ترمه یزد ، سنگك تهرانی و صبحانه ایرانی به به چه شود...



صبحانه اصفهانی و سنگك تهرانی - مردم اصفهان از گوجه فرنگی و خیار هم برای صبحانه استفاده می كنند و این مدل به صبحانه اصفهانی معروف است








لواش ایرانی نیازمند ثبت ملی



املت و لواش ایرانی یه صبحانه ایرانی



توصیه ای به مسولان محترم  میراث فرهنگی ایران: تا
 كشورهای همسایه نان های ملی ایرانی رو به نام خود
مصادره و غارت نكردند این نان ها را ثبت ملی و ثبت
جهانی كنیم . حواسمان باشد قضیه مثل تار و چوگان و
انار و سیمرغ ایرانی و مفاخر ایرانی... كه توسط كشورهای  همسایه مصادره شدند نشود



نان شیرمال ایرانی



نون قندی









نظرات()   
   
تنور
چهارشنبه 8 دی 1395 19:17
بسیاار عالی
پاسخ مریم :
لیثی حبیبی - م. تلنگر
یکشنبه 12 مهر 1394 17:49
در ضمن اگر در بابِ نان های گیلان نوشتید، لطفن نانِ سنگی، نانِ زَرین، و کاکا،ی تالش ها را نیز در آن بیاورید. البته کاکا را می توان مانند انواعِ حلوای دَنگی تالش ها جز شیرینی ها نیز به حساب آورد.

در پایان، یکبار دیگر بخاطر زحمتی که می کشید از شما تشکر می کنم.
پیوسته پیروز و شاد باشید!
پاسخ مریم : بسیار عالی
حتما فردا این نان هایی که شما و سایر دوستان گرامی نام بردند رو به این مطلب اضافه میکنم . نان های گیلانی رو بعدا در یك پست جداگانه معرفی میكنم .
لیثی حبیبی - م. تلنگر
یکشنبه 12 مهر 1394 17:20
ادامه و تمام

3 - متأسفانه تضاد طبقاتی در ایران دارد بیداد می کند و خیلی از غذا ها دیگر از سفره ی زحمتکشان یعنی سازندگان اصلی، یعنی صاحبان اصلی این سر زمین رخت بربسته چنان، که خوردن آن غذا ها به یک آرزو بدل شده. و این در حالی است که غروب ها بچه میلیاردر ها در خیابان های شهر های بزرگ ایران با هم مسابقه می دهند تا ثروت های باد آورده ی پدران خود را به رخ هم بکشند. نام آن حرکات پر از بی فرهنگی را "دور دور" یا "رو کم کنی" نهاده اند. یعنی هر کسی می خواهد به دیگری بگوید: "بابای من زرنگتر از بابای تو بوده و بیشتر ربوده.

به قول دوست گرامی گوردِ ما: «بابای بی نوا دیگر نه آب می دهد، نه نان، یعنی ندارد که بدهد. بابای من، بابای تو، بابای همه ی بچّه هایی که دخل و خرجشان با هم نمی خورد.
دیگر بسیاری از مادّه های غذایی از برنامه ی غذایی خانواده ها حذف شده است، و همه به ناچار، رژیم گیاهخواری را پیش گرفته اند.
رنگ و روی بچّه ها به زردی گراییده، و مادرها همچنان حرص می خورند،و همه ی چشم ها به بابا دوخته شده است.
بابای پیر،دیگر نه آب می دهد، ونه نان. از خجالت، شرمندگی، و ناتوانی، خود درحال آب شدن است.»

همین.

و پیوسته پیروز و شاد باشید
پاسخ مریم :
لیثی حبیبی - م. تلنگر
یکشنبه 12 مهر 1394 17:06
و دو نکته ی دیگر

2 - آنجایی که عزیزی پیشنهاد تنوع را داده، من نیز با ایشان موافقم؛ گرچه در راستای گردشگری این وبلاگ تنوع دارد؛ ولی تنوع مورد نظر آن دوست عزیز تنوع موضوع های بکلی گوناگون است.
مثلن وقتی ما می خواهیم به گردشگری بپردازیم، نباید فراموش شود که احتیاج به طبیعت بکر و زیبا داریم. پس همه و بخصوص کسانی که به گردشگری می پردازند وظیفه دارند که به طبیعت پاک پیوسته، یعنی ناگسسته نظر داشته باشند. به عنوان نمونه باید به غارت جنگل ها، زمین خواری، دریا خواری، کوه خواری و ... پرداخته شود، وگرنه در آینده های نزدیک و دور دیگر زیبا جایی نمی ماند که بخواهیم برایش تبلیغ نماییم.

با توجه به این تذکر دوستانه؛ باید اعتراف کنم که من از دیدن عکس های این وبلاگ لذت می بَرم.
کاری تمیز و زیباست؛ بخصوص برای من که در ایران عزیز نیستم.
ادامه دارد
پاسخ مریم : درود بر شما ، ممنون از حضورتون
لیثی حبیبی - م. تلنگر
یکشنبه 12 مهر 1394 16:53
با سلامی دوباره بر شما و همه ی خوانندگان؛ و ذکر چند نکته.

1 - خدمت بابک آذری عزیز و همه باید بگویم که نظر دادن در بابِ ریشه ی واژه ها بسیار دشوار است، زیرا گاه شباهت ظاهری آدمی را براحتی گول می زند. به همین خاطر خیلی از حتی محققین ما گول همین شباهت ها را خورده اند و خود و دیگران را به گمراهی کشانده اند. باید بسیار بسیار محتاط بود.
در این مورد برای اینکه وقت خود و دیگر عزیزان را نگیرم، دوستان را به مطالعه ی آخرین پستِ وبگاهِ «جهانِ زبان و واژه شکافی» دعوت می کنم.
البته در این مورد خاص نظر آقای بابک آذری منطقی تر از نظر مردم آن منطقه است؛ ولی با این حال باید تحقیق بیشتری صورت گیرد.

jahanezaban.blogfa.com

مثالی در باره ی شباهتِ گول زننده: چوپان همان شبان نیست. چوپان یا چوبان = چَه بان = بُزبان، است؛ ولی شبان = شَو بان = شَف بان = گوسفند بان، است.
این یک نمونه را به عنوان مثال آوردم تا دوستان دقت کنند که چگونه شباهت ها آدمی را براحتی گول می زند.
ادامه دارد

پاسخ مریم :
یکشنبه 12 مهر 1394 03:45
درود مریم گرامی
درباره ی پست بالا که شادباش به زنان ایرانی برای قهرمانی در فوتسال آسیا کردید،منم به همه ی شیر زنان آریایی شادباش می گم و بر این باورم اگه برخی از این بربستهای دست و پا گیر و شتاب زده و نابخردانه برداشته شود،دخترکان و بانوان ایرانی شایسته ی بهترینها در پهنه ی آسیا و جهانی هستند و خواهند بود.چنانکه در گذشته بودند.اما درباره ی کامنت دوست گرامی "توری کومه لایه تی کوردانی جیهان" باید بگم در درود دوست مهربان و گرامی من،سپاس از خامه فرسایی شما که به یه میکرون از هزاران گرفتاری مردم نمار داشتی و دوم اینکه کجای ایران نون دونه ای دویست تومن و یا گوشت کیلویی بیست هزار تومنه؟
من از ایشون و همه ی دوستانی که این پیام رو می بینم خواهش می کنم بدون آنی درنگ نشونیش رو بما هم بدهند تا کمی از بار گرفتاریهای ما هم کم بشه.والا بخدا!به گوشت کیلوی 20000 تومن و نون دونه ای 200 تومن درود منو برسونید و بگید ما که تو حسترتشون یا کباب شدیم یا سوختیم و خاش خاشی شدیم عزیز.
اینجا که نون بربری سوخته یا نیم سوخته و نیم نپخته دونه ای 500،سنگک دونه ای هزار و تافتون که گاه همسان پولکی و یا گاه بجای کِش دور شلوار میشه ازش استفاده کرد دونه ای 500 تومنه و گوشت با استخون و چربی کیلویی 28000 و گوشت خالی کیلویی میون 32 تا 38 هزار تومنه.
که این واپیسن بها،بسته به خیلی چیزا از اون میون به یه عطسه در کاخ سپید یا خدای نکرده زبونم لال یه خنده در کاخ کرملین،یا به میزان بمباران تو یمن و سوریه و... و سد البته به اندازه ی سبیلهای قصاب و ریخت زار مشتری است عزیز.
با سپاس از شما مریم بانو گرامی...53

پاسخ مریم :
سکوت منتظر...
یکشنبه 12 مهر 1394 03:41
دوش پیمانه ی غم را که به دادی دستم
تا سحر خواب نه ؛ زانو به بغل بنشستم
وعــده دادی کـه به دیـدار بیائی یارا
آمدی نــو گلم ؛ اما نـگرفتی دستم
تو فراموش نمودی من و رفتی با غیر
من همانم ز ازل عهد خودم نشکستم
موقع ترک نگفتی که چه حالی داری
کمرم گشت خم و قد کـمانی هستم
هرچه کردم که فراموش کنم خاطر تو
جلوه گر شد رخ تو در طلبت بنشستم
ندا

پاسخ مریم :
سکوت منتظر...
یکشنبه 12 مهر 1394 03:39
برای آمدنت
چشم ها را به انتهای سرد خیابان
دوخته بودم
ثانیه هایم به درازای سالهای نبودنت کش دار بود
و تو آرام فرو رفته بودی
در واژه هایی به درازای ابدیت...

پاسخ مریم :
لیثی حبیبی - م. تلنگر
شنبه 11 مهر 1394 19:49
سلام بانوی گرامی، خسته مباشید
و ممنونم که سر می زنید.
وبگاه شما براستی دیدن دارد و زیباست.

در ضمن پستی جدید برای مردمِ بسیار مظلوم بحرین نهاده ام که شما و همه ی عزیزان را به خواندن آن دعوت می نمایم.

و ببخشید که دیر آمدم.

پاسخ مریم : سلام و سپاس
دوستدار تالش و گیلک
شنبه 11 مهر 1394 08:37
سلام خیلی عالی بود اما به نظر من مثل فریدون شهر اصفهان این پست هم دو قسمت یا حتی بیشترش کنید چرا که ایرانیان از هر تیره و قومی دارای نانهای زیبا و خوشمزه ای هستند که می توان بدین وسیله هم معرفی نمود. مثلاً در منطقه غرب گیلان ما نانی داریم به نام چورک که ازآرد و تخم مرغ درست می شود. مزه اش حرف ندارد. به خصوص اگر با پنیر تالش و چایی بهاره حشمت ( ماله منطقه فومنه) مصرف شود. یعنی من وقتی من میرم گیلان به غیر از این نان لب به هیچ نان دیگری نمی زنم و با خودم بسته ای هم می آورم تهران و تا چند روز گیلان عزیزم را زیر زبانم هر روز مزه می کنم. از 5 صبح بیدارم و دارم کار می کنم هنوز صبحانه نخوردم. بد جور دلم نان چورک، پنیر تالش ، چایی گیلان و صدای استاد مسعودی( سراینده نام آور گیلانی و آهنگ معروف میرزاکوچک خان)را خواست.
پاسخ مریم : سلام ، انشاالله این نان و خوراکی های گیلانی که نام بردید رو در مطلبی که بعد ها درباره گیلان است درج می کنم . عصری از دانشگاه که اومدم حتما نان چورک رو به این مطلب اضافه میکنم همه استان های کشورمون انواع و اقسام نان های محلی را دارند که معرفی همه آن ها در یک فرسته نمی گنجد .

ممنون از حضورتون گرامی
علیرضارضائی
شنبه 11 مهر 1394 00:37
بسیارعالی بود
درود
پاسخ مریم : سپاس
بابک آذری
جمعه 10 مهر 1394 00:11
سلام
لطفا درگاهی رو جهت اعلام و پیگیری ثبت ملی و جهانی اعلام کنید تا طرح خواسته ی ثبت نانها را دراون دنبال کنیم.
پاسخ مریم : سلام والا در حریان نیستم چطور میشه قضیه رو پیگیری کرد اینو می دونم که وظیفه سازمان میراث فرهنگیه . اگر شما اطلاعاتی در این باره بدست آوردید حتما اعلام کنید
پروژه های عمرانی ایران
پنجشنبه 9 مهر 1394 22:46
عالی بود. بله به قول شما باید اکثر این نان ها ثبت ملی شوند و به جهانیان معرفی شوند
پاسخ مریم : سلام

بله باید ثبت ملی و جهانی شوند
نیره
پنجشنبه 9 مهر 1394 19:35
سلام مریم جان
پست زیبا و خوشمزه ای بود
ما هم نوعی کماج داریم که معروفه سوغات شهر خودمونه البته نان نیست و جزو شیرینی حساب میشه ولی خوشمزه س
ممنون
پاسخ مریم : سلام و درود بر شما نیره بانو
فریناز
چهارشنبه 8 مهر 1394 11:35
درود بر شما
چه تصاویر خوشمزه ای بود.
تنوع نان در ایران بالا است.
من عاشق نون قندیم
پاسخ مریم : درود
توری کومه لایه تی کوردانی جیهان
سه شنبه 7 مهر 1394 20:35
سلام.خسته نباشید
بخاطر عملکرد ضعیف بلاگفا فعالیت وب رو تقریبا به اینجا منتقل کردم
یه سایت مستقل :

kurdish.in

خوشحال میشم نظر بدین .
پاسخ مریم : سلام ، ممنون

حتما خدمت میرسم
توری کومه لایه تی کوردانی جیهان
سه شنبه 7 مهر 1394 19:59
بابای بی نوا دیگر نه آب می دهد، نه نان، یعنی ندارد که بدهد. بابای من، بابای تو، بابای همه ی بچّه هایی که دخل و خرجشان با هم نمی خورد.
دیگر بسیاری از مادّه های غذایی از برنامه ی غذایی خانواده هاحذف شده است، و همه به ناچار،رژیم گیاهخواری را پیش گرفته اند.
رنگ و روی بچّه ها به زردی گراییده، و مادرها همچنان حرص می خورند،و همه ی چشم ها به بابا دوخته شده است.
بابای پیر،دیگر نه آب می دهد، ونه نان. از خجالت،شرمندگی، و ناتوانی، خود درحال آب شدن است.
بابا کار می کند، و از آهی که در سینه دارد، دم بر نمی آور .چقدر باید کار کند تا گوشت کیلویی ۲۰ هزار تومان را برسر سفره آورد؟چه باید بکند با اجاره خانه؟خرج لباس و خرت و پرت بچّه ها؟
بابا تا خرخره زیر بار قرض و وام و فشار است و لحظه ای آرام و قرار ندارد.همین روزهاست که بابت سفته ای که جایی برای قدری پول گرو گذاشته،حکم جلبش بیاید و خودش و آبروی چندین و چند ساله اش را با هم ببرند.
کسی وضعیت پر آشوب بابا را درک نمی کند. کسی خبر ندارد از دل پر درد بابا.غصّه ها در قلبش تلمبار می شوند و ثانیه ای او را آرام نمی گذارند.
این سرنوشت دردناک بابا ما را وا می دارد به این که؛ کتاب اوّل دبستانی ها را تغییر داده،و به جای جمله ی خیالی و کلیشه ای بابا آب داد یا بابا نان داد،بنویسیم:بابا نان نداد، و از خجالت آب شد..و بابا جان داد...

همین.
پاسخ مریم : چه سرنوشت غم انگیزی ان شاالله خدا هیچ پدری رو شرمنده خانوادش نکنه .
توری کومه لایه تی کوردانی جیهان
سه شنبه 7 مهر 1394 19:58
همگی درس اوّل ابتدایی مان را به خوبی به یاد داریم. همه به یاد می آوریم سر مشق ها را، همه در ذهن حفظ کرده ایم این جمله را که: بابا آب داد، بابا نان داد…
سال ها در پی هم و به سرعت گذشت. سختی ها و خوشی ها، تلخی ها و شیرینی ها، دست به دست هم دادند تا به سال هایی رسیدیم که بابا آب می داد، ولی از نان خبری نبود.
بابای پیر،زحمتکش، هنوزهم آب می دهد،و نان می دهد. ولی به زودی دیگر آب و نان نخواهد داد
بابا در آن سال ها به سختی کار می کرد،زیرا خرج زندگی روزافزون بالا می رفت، و حقوق بابای کارگر کم و کمتر می شد.
ولی بابا،دست از تلاش و کوشش بر نمی داشت، و همچنان به کار کردن ادامه می داد،و سختی ها را به جان می خرید، و خلاصه این که توانست با کلّی قرض و قوله و بدهی، نان را به سر سفره آورد.
حال، ثانیه ها سپری می شوند و بابا پیر تر،و زندگی سخت ترمی گردد. بابا دیگر آن بابای سابق،آن بابای جوان برومند و تناور دیروز نیست.او دیگر تاب و توان چند سال پیش را ندارد.
تا آن که به امسال رسیدیم،امسال، سال تحریم، سال فشار اقتصادی، سال بحران مالی،سال فلج کردن خانواده ها، و،سال شکسته شدن غرور پدران در برابر چشمان کودکانشان،سال اخراج کارگران از کارخانه و کارگاهها، و سال اعتصاب برای گرفتن ۱ ماه حقوق از ۸ ماهی که عقب افتاده، سال نان دانه ای ۲۰۰ تومان،سال گرانی سرسام آور، سال برداشتن یارانه هایی که از پول نفت می آید، و حقّ این ملّت است، و سرانجام سال نابودی، و سال نیستی…
پاسخ مریم :
علی...ali
سه شنبه 7 مهر 1394 11:10
●•°یا ارحم الراحمین °•●

●•°سلام بر شما°•●

●•°امیدوارم روز زیبا و پر از عشق الهی نداشته باشین!!!!!
بلکه بوجود بیاورید

●•°میلاد زیبای امام علی النقی علیه سلام خجسته°•●

●•°باشد که از دعای امام عاقبت به خیر باشیم°•●

●•بخشش را"بخش کن"
●•محبت را"پخش کن"

●•غضب"پریشانی"است
●•نهایتش"پشیمانی"است

●•شکیبایی برهر"دعوایی"، دواست"
●•هرچه"بضاعتمان"کمتراست
●•"قضاوتمان"بیشتراست

●•با"خویشتنداری"،"خویشاوندداری"
●•به"خشم"،نگو"چشم"

●•سوء تفاهم،"تیرخطایی"ست که از"گمان"رهامی شود

●•انسان "خوشرو"،گل"خوشبو"ست.

●•"دوست داشتن"را"دوست بدار"
●•از"تنفر " "متنفر"باش

●•به"مهربانی""مهر"بورز
●•با"آشتی""آشتی" کن
●•واز"جدایی""جدا"باش

●•صادقانه زندگی کنید•●


امام نقی علیه سلام در تحف العقول
●•° افسوسِ كوتاهیِ كارهایِ گذشته را با تلاش در آینده جبران كنید.°•●


●•°سایه بهشت°•●
پاسخ مریم : درود بر شما ممنون
سحر
دوشنبه 6 مهر 1394 18:18
موضوعات وبلاگتون رو متنوع ترکنین خیلی بهتره
پاسخ مریم : عجب موضوعات این وبلاگ واقعا متنوعه دیگه ازین متنوع تر نمیشه اینجا از مناطق مختلف گردشگری كشورمون تا گربه پرشین و فرهنگ و جشن های ایرانی ... مطلب هست
بابک آذری
یکشنبه 5 مهر 1394 20:37
سلام
یک نوع نون هست بنام شوبانو که در میانن برخی لکهای ملایر رایج هست دقیقا نمیدونم در کدوم دسته از نانها قرار میگیره ولی شکلش تقریبا مثه ساجی که روش نون رو میپزن هست و مزش مثه لواشه و کمی ضخیمه, در مورد ریشه ی نامش من گمان میکنم از دو واژه ی " شوبان+نو " متشکل میشه که شوبان بمعنی شبان یا چوپان هست و نو همون نان هست. ولی بومیها میگن نانی هست که بانوان برای شام تهیه میکنند ولی من در مورد این نظر تردید دارم چون مرسومه که در بیابان برای راحتی پخت اون از این نان استفاده میشه و بانوان معمولا در اون نواحی لواش گرد میپزن که در برخی موارد قطر این نانها بسیار بزرگ هست که در جای خودش جالبه.
موفق باشید.
پاسخ مریم : سلام و سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها