تبلیغات
میهنم ایران زمین - دانشگاه گندی شاپور( جندی شاپور) نخستین دانشگاه جهان

دانشگاه گندی شاپور( جندی شاپور) نخستین دانشگاه جهان

شهر جندی شاپور نخستین شهر دانشگاهی جهان

یادگاری از امپراتوری پارسی و قدرتمند ساسانی




مقدمه :

ملتی كه تاریخ خود را نشناسد لاجرم محكوم به تكرار آن است . تاریخ تمدن بیانگر نقش ارزنده ایرانیان در علوم وفنون است. این سرزمین نه فقط جنگاوران وجهانگیران را در خود جای داده است، بلكه اندیشه ورزان و خردمندانی بس بزرگ از آن برخاسته اند. سرزمینی با مردمانی كه یكتاپرستی را ازهزاران سال پیش آموخته اند، راستگویی و درستكاری رسم دیرینه شان و همواره آ«گفتار نیك، كردار نیك، پندار نیك آ» راهنمای آنان بوده است و برای رسیدن به این هدف ناگزیر از ریشه كن كردن زشتی و آلودگی بودند; چرا كه در محیطی كه جولانگاه فقر، فساد ودروغگویی باشد، مجال برای عمل كردن به چنین دستورالعمل الهی وجود نخواهد داشت. ایجاد فضای امن و آرام میسر نمی گردد، مگر آن كه به علم و دانایی میدان داده شود و این گونه بود كه از هزاران سال پیش نیاكان ما قدم در راه كسب علم و دانش نهادند و بدین ترتیب ایران تبدیل به مكانی برای برخورد علوم وفنون در دنیای باستان شد. پس از آن كه حكومتهای عظیم و قدرتمند تشكیل شدند، می بایست توجه بیشتری به فرهنگ، علم و ادب می شد و در این راه، ایرانی آن قدر گشاده دل و آزاد اندیش بود تا تفكرات متفاوت و حتی متناقض را در خود جای دهد، در طول قرنها حافظ فرهنگ و تمدنهای مختلف و خود نیز پایه ریز فرهنگ والایی بود كه نه تنها بر فرهنگ و تمدن عظیم اسلامی نفوذ و تاثیر ویژه ای داشت بلكه بر ملل و اقوام دیگر نیز اثرات پاینده و ارزنده ای باقی گذاشته است.

نظر نویسنده وبلاگ : هدف من از گردآوری این مطلب پاسخ به یك پرسش بود  كه چرا چنین شهر تاریخی و بقایای كهن ترین دانشگاه جهان احیا و ثبت جهانی نمی شود ؟؟؟ بی توجهی به تاریخ پیشنیان تا كی؟؟؟ بی توجهی و غفلت و تخریب آثار تاریخی خیانت به ایران است 
.
 روند تخریب این دانشگاه و شهر كهن هر روز بیشتر می شود تا جایی كه به طور كل نابود شده است حال اگر كشورهای خارجی چنین اثر ارزشمندی داشتند هر روز در بوق كرنا می كردند ولی متاسفانه در كشور ما به عمد یا غفلت چنین آثاری تخریب ، مظلوم و نا شناخته واقع می شوند .
خبرگزاری تابناك به موضوع تخریب و مظلومیت این اثر ارزشمند تاریخی و كهن پارسی پرداخته است . بر روی لینك كلیك زیر كنید.

 اولین دانشگاه تاریخ جهان زیر خروارها خاك


در بهمن ماه امسال برگزار می شود :

رویکرد کنگره جندی شاپور نخستین دانشگاه جهان در دزفول بین المللی است

دزفول - ایرنا - رییس دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول گفت:کنگره جندی شاپور نخستین دانشگاه علمی جهان با رویکرد بین المللی در بهمن ماه امسال در دزفول برگزار می شود.

ای كاش مسولان به فكر احیا و ثبت جهانی این اثر ارزشمند بودند ...



دانشگاه جندی شاپور نخستین دانشگاه جهان:

دانشگاه جندی شاپور که اکنون تنها بقایایی از آن در اطراف شهر دزفول استان خوزستان برجای مانده در عصر ساسانیان در 1800 سال پیش ، نخستین مرکز علمی جهان بود که رشته های پزشکی ، فلسفه و نجوم در آن تدریس می شد. دانشگاه باستانی گندی‌شاهپور یا گندی شاپور یکی از آثار به جای مانده از سلسله ساسانیان و بیش از ۱۷ قرن قدمت دارد. گندی‌شاپور شهری است کهن در شمال استان خوزستان و در ۱۷ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان دزفول که امروزه ویرانه‌های آن باقی است و به سبب بیمارستان و دانشگاهی که در آن بوده شهرت بسیار داشته‌است. در دانشگاه گندی‌شاپور، برخی کتاب‌ها از زبان‌های هندی، سریانی، و یونانی به فارسی میانه ( زبان پهلوی ساسانی) ترجمه شد که از آن جمله می‌توان به خدای‌نامه، کَلیله و دِمنه، هزار افسانه، سندبادنامه، ویس و رامین، آیین‌نامه، و تاج‌نامه اشاره کرد.

دانشگاه فراموش شده جندی شاپور، نقش بسیار مهم و ارزنده‏ای در ایران پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، ایفا کرده است. مدارک فراوانی درخشش بزرگ آن مرکز پیشرفته عصر ساسانی در زمینه های علمی، فلسفی، نجوم و طب رانشان  می‏دهد.







 جندی شاپور شهری در دل منطقه خوزستان است كه به دست شاپور اول ساسانی بنا شد، این شهر در شرق شوش، جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتركنونی بوده است. 
 در سال 271 پس از میلاد به دستور شاپور اول ساسانی دانشگاهی در این شهر بنا شد.
 بسیاری از فیلسوفان، دانشمندان و شعرای معروف در این دانشگاه تحصیل و تدریس می كردند 




ساسانیان پارسی و آریایی مبتكر اصول شهرسازی و معماری :

دانشگاه جندی شاپور به عنوان اولین دانشگاه تاریخ ایران و از نخستین دانشگاه‌های عملی جهان هنوز در گوشه‌ای از شمال خوزستان ناشناخته و در حال نابودی است.دانشگاه یا همان شهر دانشگاهی جندی شاپور که دربرخی منابع حتی از آن به عنوان قدیمی‌ترین دانشگاه جهان نام برده شده را شاهپوراول فرزند اردشیر ساسانی بنا نهاد.

شهر جندی ‌شاپور یکی از نواحی هفتگانه خوزستان به شمار می‌رفت که از ابتدا مرکز آن استان به شمار می‌رفته و در دوره شاهپور دوم، جندی‌شاپور پایتخت دولت ساسانی و مرکزخوزستان شد. در زمان شاهپور اول شهرهای گوناگونی تاسیس شد که نام یکی از این شهرهاجندی شاپور یا گندی شاپور بود.

این شهر در جنوب غربی ایران در خوزستان و بین دزفول وشوشتر واقع شده بود. اکثر محققین،دوره تاریخی ساسانیان را مبتکر اصول شهرسازی و معماری می‌دانند چرا که شهرهای زیادی در این دوران ساخته شد. دانشگاه جندی شاپور که در نوع خود از مهمترین مراکز علمی دنیای کهن بود در این دوران ساخته شد. این مدرسه گر چه از زمان شاهپور اول پایه ریزی شده بود اما توسط این پادشاه تعمیر و گسترش یافت.

دانشگاه جندی شاپور از مهمترین مراکز آموزشی و تحقیقی دنیای آن زمان بود که تعدادزیادی دانشمند و پزشک در آن مشغول به تدریس، تحصیل و طبابت بودند. در این مرکزعلاوه بر کتب تالیف شده دانشمندان ایرانی بسیاری از کتاب‌های یونانی و هندی را به پهلوی ترجمه کرده و آنها را تعلیم می‌دادند.

در زمان انوشیروان عده‌ای از فلاسفه یونان، که بعد از تعطیلی آکادمی آتن به دلیل تعصب امپراطوری روم به ایران پناهنده شدند، مورد حمایت این پادشاه قرارگرفتند. آنان در دانشگاه جندی شاپور به تدریس مشغول شدند.



ابن ندیم  می‌نویسد: «اردشیر ساسانی تمام کتابهای باستانی ایرانیان که باقی مانده اما پراکنده شده بودند را از هند و چین جمع‌آوری و در خزانه نگهداری کرد. پسر او شاپور اول راه پدر را ادامه داد و و تمام کتابهایی که از زبانهای دیگر به پارسی ترجمه شده بود را جمع‌آوری کرد. او همچنین اوستا را به صورت یک کتاب گردآوری کرد. بنابر این پس از آنکه اسکندر اوستا را سوزاند آن را احیا کرد. کتابخانه دیگری که در این زمان ساخته شد کتابخانه خسرو اول در جندی شاپور برای دانشگاه آن بود. علاقه خاص او به جمع‌آوری کتابها از دورترین نقاط جهان مشهور است. جندی شاپور بهترین مرکز تحقیقاتی در دوران ساسانی بود. بسیای از دانشمندان از ملیتهای مختلف مخصوصا نسطوری‌ها در آنجا گرد آمده بودند و بسیاری از کتابها به دستور خسرو اول به فارسی ترجمه شده بود. علاوه بر این دو کتابخانه، کتابخانه‌های بزرگ و معتبر دیگری هم وجود داشت. همه آتشکده‌ها و پرستشگاهها مانند همه بیمارستانها و مراکز تحقیقاتی و آموزشی گنجینه کتابهای خودشان را داشتند.»

دانشگاه جندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردند. نو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. به فرمان انوشیروان، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه شد و در دانشگاه تدریس شد

بیمارستان و دانشگاه جندیشاپور در تاریخ فرهنگی ایران زمین اهمیت بسیار دارد. به تصریح اغلب منابع تاریخ پزشکی دوره اسلامی، این مرکز علمی در انتقال دانش پزشکی یونانی، ایرانی و هندی به عالم اسلام سهم فراوانی داشته‌است. نخستین بیمارستانهای دوره اسلامی طبق الگوی بیمارستان جندیشاپور بنا شد.

به گزارش قفطی، شاپور اول، هم‌زمان با بنیان نهادن شهر، جمعی از صاحبان حرفه‌های گوناگون و به‌ویژه طبیبان حاذق را از قسطنطنیه به جندیشاپور آورد. این گروه نوجوانان را آموزش دادند و باعث شهرت شهر به عنوان مرکزی طبی شدند (که این گروه را والریانوس قیصر روم و همراهان اسیر وی معرفی کرده‌است که شاپور از مهارت آنها در کارهای ساختمانی بهره برد). ابن‌عبری نیز اشاره کرده‌است که گروهی از پزشکان یونانی به ترویج طب بقراطی در جندیشاپور پرداختند. این گزارشها پیشینه آموزش پزشکی را در جندیشاپور به حکومت شاپور اول باز می‌گرداند. همچنین فردوسی، در نقل ماجرای قتل مانی به روزگار بهرام اول، نوشته‌است که چوبه دار مانی را در کنار دیوار بیمارستان شهر برپا کردند بنابراین پیشینه فعالیت بیمارستان جندیشاپور تا نیمه دوم قرن سوم میلادی به عقب می‌رود، اما الگود بر آن است که دانشگاه جندیشاپور را شاپور دوم، ذوالاکتاف، تأسیس کرد و اداره آن را به اولیای کلیسای نسطوری سپرد. به نوشته او، پزشکان و استادان آنجا - که برخی یونانی و برخی ایرانی بودند - پیش از آغاز خدمت روزانه، در مراسم دعای صبحگاهی شرکت می‌کردند، اما از گزارش منابع کهن بیش از این نمی‌دانیم که ذوالاکتاف از هند طبیبی به شوش آورد و احتمالاً برای پزشکی مسیحی، به نام تئودوروس / تئودوسیوس، کلیسایی در جندیشاپور بنا کرد. تئودوروس ظاهراً در آنجا طب تدریس می‌کرد و کتاب کُنّاش وی از معدود کتابهای فارسی است که در دوره اسلامی به عربی ترجمه شد.

دو حادثه دیگر بر رشد علمی جندیشاپور و نفوذ آموزه‌های یونانی در این مرکز افزود: نخست آنکه در ۴۸۹ میلادی امپراتور زنون، در پی حکم تکفیری که پاپ در باب نسطوریان صادر کرده بود، مدرسه دینی و پزشکی رُها را بست. متألّهان این مرکز به نصیبین و پزشکان آنجا به جندیشاپور کوچیدند و بدینسان از قلمرو امپراتوری روم به پادشاهی ساسانی پناه بردند. در آن روزگار رُها شهری کاملاً یونانی مآب بود، اما جندیشاپور شهری جهانی بود و از هر تعصبی آزاد. حادثه دیگر در پی سختگیری یوستی‌نیانوس، امپراتور روم (حک: ۵۲۷ ـ۵۶۷ میلادی)، بر نوافلاطونیان و بستن فرهنگستان آتن در ۵۲۹ میلادی رخ داد. هفت حکیم نوافلاطونی آتن را ترک گفتند و، به امید دیدار پادشاهی مطابق با آرمان جمهوری افلاطونی، به دربار انوشیروان روی آوردند.

انوشیروان در گردآوری و ترجمه متون یونانی و هندی کوشید و گویا خود از تلفیق آثار یونانی و هندی کتابی در پزشکی تألیف کرد. وی برزویه حکیم، رئیس پزشکان ایرانی و سرپرست دانشگاه و بیمارستان جندیشاپور، را برای جمع‌آوری برخی کتابهای پزشکی به هند فرستاد و پزشکی هندی به نام بُذ را برای تدریس طب هندی به جندیشاپور فراخواند. در سال بیستم پادشاهی انوشیروان، به دستور وی، گروهی از پزشکان جندیشاپور گرد آمدند و به بحث در باره موضوعات پزشکی پرداختند. قفطی، ضمن ذکر نام چند تن از اعضای این انجمن، نوشته‌است که مناظرات آنها ثبت و ضبط می‌شد. در واقع، جندیشاپور به روزگار پادشاهی انوشیروان در اوج شکوفایی علمی بود.












نخستین مرکز بیماری‌های دریایی جهان در دانشگاه جندی شاپور:

در دانشگاه جندی شاپور، دوره ساسانیان، بخشی به گردآوری اطلاعات در باره بیماری‌های دریانوردان و راه‌های درمان آنها اختصاص داشته‌است. در سفرهای دریایی اکتشافی که در زمان هخامنشیان انجام می‌شد، همواره پزشکانی با کاروان‌های دریایی همراه بودند که وظیفه مراقبت‌های بهداشتی دریانوردان را بر عهده داشته‌اند. در کتاب دینکرد آمده‌است که «در دوران ساسانی در بندر سیراف و بندر هرمز نوعی دانشکده افسری به نام ناوارتشتارستان به آموزش و پرورش افسران نیروی دریایی ایران می‌پرداخت»


شهر دانشگاهی جندی شاپور كهن ترین شهر دانشگاهی جهان:

گُندی شاهپور یا گُندی شاپور یا جُندی شاپور یکی از مهمترین شهرهای دوره ساسانی بود که توسط شاهپور یکم ایجاد گردید. جندی شاپور از همان بدو تأسیس بتدریج بصورت یکی از مراکز علمی و پزشکی جهان آن روز در آمد و بنا بگفتهٔ تاریخ‌نویسان شاپور دستور داده بود تعداد زیادی از کتاب‌های طب یونانی را به زبان فارسی میانه (پهلوی) ترجمه و در آنجا نگهداری کنند، خسرو انوشیروان در این شهر بیمارستان بزرگی ساخت و بر توسعهٔ دانشکدهٔ پزشکی آن افزود.معروف است که وی پس از غلبه بر والرین و ویران ساختن انتاکیه اسیران رومی را در این محل اسکان داد و نام آنرا وه اندیوک شاپور به معنی به از انتاکیه شاپور نامید.

در این شهر ضرابخانهٔ بزرگی قرار داشت و اکثر سکه‌های یزدگرد سوم در این شهر و ناحیهٔ سیستان ضرب گردیده‌اند. دروازه‌های شهر در حدود سال هیجدهم هجری بوساطت یکی از ایرانیان تازه مسلمان بر روی اعراب گشوده شد و شهر از ویرانی و انهدام نجات یافت، بدین ترتیب تا اوایل دوران خلفای عباسی این شهر به حیات اجتماعی خود ادامه داد. گندی شاپور در قرون سوم و چهارم هجری که بر اهمیت بغداد افزوده شد، بتدریج موقعیت خود را از دست داده، به ویرانی گرائید از این شهر بزرگ ساسانی فعلاً هیچ آثاری بر جای نمانده و بزحمت بقایای مختصری از خرابه‌های آن در نزدیکی رود کارون می‌توان مشاهده کرد.

ویرانه‌های جندی شاپور در خوزستان واقع در شرق شوش، جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتر جای دهکده شاه آباد کنونی بوده است

نامگذاری

  • نام جندی‌شاپور در اصل «وه‌اندوشاه‌پوهر» بوده است؛ یعنی بِه از انطاکیه که این معنی را می‌داده که شهر شاپور بهتر از شهر انطاکیه می‌باشد. چون انطاکیه شهری زیبا بوده است، شاپور اصرار داشته که شهری همانند این شهر در ایران بنا کند. به همین روی، هنگامی که در جنگ ایران و روم والریانوس و سربازان رومی به اسارت درآمدند، شاپور از آنان به واسطه تسلط شان بر معماری رومی خواست که شهری همچون انطاکیه بنا نهند.
  • در کتاب «مجمع التواریخ» آمده است: «اندیو» کلمه پهلوی ساسانی است و از انطاکیه گرفته شده است. این شهر با الهام از فرهنگ باستان که هر شهر را براساس طرح یا داستانی می‌ساخته‌اند، شبیه صفحه شطرنج ساخته شده است، یعنی ۸ خیابان در ۸ خیابان.
  • در کتاب «اخبارالحکما» شرح افسانه مانندی در ارتباط با اسم جندی شاپور آمده که بعد از غلبه شاپور بر والریانوس و تصاحب دختر وی و دلباختن شاه به شاهزاده رومی، او شهر جندی شاپور را به هیئت قسطنطنیه ساخت و به او هدیه کرد.
  • بر اساس نظر کتاب «سیر ساسانیان»، در ابتدا این محل (منظور شهر جندی شاپور) روستایی قرار داشته به نام «جندا». وقتی شاپور تصمیم به تملک این منطقه گرفت، از جندا که مالک آن منطقه بود خواست در ازای مبلغی آن زمین را واگذار کند. اما جندا این مسأله را به این شرط پذیرفت که در ساختن آن مشارکت داشته باشد. به همین خاطر، مردم شهر را شهر «جندا و شاپور» می‌گفتند.

طرح شهر

طرح شهر جندی شاپور تلفیقی از معماری تمدن‌های دوره باستان است. طرح مستطیل شهرسازی با خیابان‌های وسیع و مستقیم و چهارراه‌های منظم و کوچه‌های موازی که بناها نیز یک طبقه و گاهی دو و یا سه طبقه بوده‌اند. روی هم رفته شهر گندی شاپور به شکل یک مستطیل همانند شطرنج و دارای چندین خیابان طولی و چندین خیابان عرضی بوده و خیابان‌ها یکدیگر را قطع می‌کرده‌اند، به گونه‌ای که شهر شباهتی به یک صفحه شطرنج داشته است. به هر روی شهر گندی شاپور پس از نزدیک به ۱۰ سال که از بنایش گذشت تبدیل به یک شهر بزرگ تجاری و داد و ستد شد و افزون بر رونق و کار زیاد و تحرک در شهر، در بیرون شهر در مزارع، نیشکر و گندم و جو تولید می‌شد که به وسیله بازرگانان به سراسر ایران فرستاده می‌شد.


جندی شاپور هم شهر دانشگاهی و هم شهر تجاری

آوازه رونق تجاری در شهر گندی شاپور به شهرهای مجاور و حتی به میان رودان و سوریه و لبنان رسید که در نتیجه کارگر و کارفرماهای بسیاری به سمت گندی شاپور رهسپار شدند.

اوج شکوفایی جندی شاپور

این منطقه در ابتدا محل جمع آوری ارتش و لشکریان خود شاپور بود و مزرعه‌ها و باغ‌های زیبا با آب فراوان داشت. به دلیل محکم بودن دیواره شهر و نزدیکی به کشورهای مهم، این موضع به عنوان یک مرکز در دنیای باستان شناخته شد. با ساخت شهر و دانشگاه جندی شاپور شروع کارهای علمی جندی شاپور به اوج درجه خود می‌رسد. با فرمان شاپور کتاب‌هایی از زبان‌های یونانی، رومی و هندی به پهلوی ساسانی ترجمه شد. این کتاب‌ها در کتابخانه جندی شاپور نگهداری می‌شدند.

ضرورتاً در کنار دانشگاه جندی شاپور، بیمارستان جندی شاپور نیز ایجاد شد. جرجی زیدان، متفکر عرب، آورده است: در واقع، بیمارستان یک کلمه فارسی است که پس از عظمت و شکوه جندی شاپور به وجود آمد. پزشکان یونانی و هندی در کنار پزشکان ایرانی در جندی شاپور طبابت را آغاز کردند و بیمارستانی ساخته شد که در زمان خود بی نظیر بود.
در زمان انوشیروان عده‌ای از فلاسفه یونان، که بعد از تعطیلی آکادمی آتن به دلیل تعصب امپراطوری روم به ایران پناهنده شدند، مورد حمایت این پادشاه قرارگرفتند. آنان در دانشگاه جندی شاپور به تدریس مشغول شدند

احداث اولین دانشگاه جهان در شهر گندی شاپور


دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. به فرمان انوشیروان، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه شد و در دانشگاه تدریس شد

آغاز انحطاط جندی شاپور - یافته های علمی جندی شاپور به بغداد منتقل شد

ابهت و بزرگی جندی شاپور تا دوران اسلامی نیز گسترش داشت و خانواده بختیشوع تا آخرین روزگار جندی شاپور یعنی فروپاشی و انحطاط این مرکز علمی به صورت خانوادگی در آن حضوری مستمر داشتند. تا زمانی که هارون به پسر بختیشوع می‌گوید که بیمارستانی شبیه به بیمارستان جندی شاپور در بغداد برپا کند. این زمان مقارن با شروع انحطاط جندی شاپور و اعتلای بغداد است. به مرور پزشکان و لوازم پزشکی و همه امکانات از دانشگاه و بیمارستان به بغداد منتقل می‌شود، به گونه‌ای که شهرت بغداد روزبه روز اوج می‌گیرد و در مقابل جندی شاپور نزول می‌کند. یاقوت حموی می‌گوید: در قرن هفتم، من با خرابه‌های جندی شاپور برخورد کردم. در واقع، شروع زوال جندی شاپور از قرن چهارم هجری مصادف با قرن نهم میلادی است.


تسخیر جندی شاپور

در زمان فتوحات سپاه اسلام، هنگام فتح این شهر مقاومت‌هایی صورت می‌گیرد. در ابتدا شهر توسط سپاهی به فرماندهی زر بن عبدالله محاصره می‌شود اما نمی‌توانند وارد جندی شاپور شوند. عاقبت یک اسیر ایرانی در سپاه امان نامه‌ای را به تیر بسته و داخل شهر می‌اندازد، اهالی جندی شاپور برحسب این امان نامه دروازه‌های شهر را باز می‌کنند. آن اسیر ایرانی گفت: دوست نداشتم خون آنها ریخته شود، چون آنها قوم من بودند. بدینسان جندی شاپور تسلیم سپاه اسلام شد، اما دوران انحطاط این دانشگاه در دوران هارون الرشید و خلفای عباسی صورت پذیرفت. 

دانشگاه گندی شاپور زمانی 5000 هزار دانشجو داشت


دوستان درج نظر لطفا فراموش نشود



  • آخرین ویرایش:جمعه 16 مرداد 1394
نظرات()   
   
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 15:55
Aw, this was an exceptionally good post. Spending some time and actual effort to produce a superb article… but what can I say… I put
things off a whole lot and don't seem to get anything done.
محسن
چهارشنبه 13 آبان 1394 11:15
سلام
مریم خانم عزیز امیدوارم خوب بوده باشید
من خیلی وقت بود که به پای کامپیوتر نیامده بودم این پسرم گرداننده وبم بود از آن طرف شما 2 بار تشریف آورده بودید که پسرم از آن با بیخیالی رد شده بود بهر حال امیدوارم بخشیده باشید
وبلاگتان که همیشه تکه .
ممنون که به ما سر زده بودید
پاسخ مریم : درود و سپاس
توری کومه لایه تی کوردانی جیهان
شنبه 14 شهریور 1394 04:24
فکر کنم اسمم در لینک هاتون نیست.
پاسخ مریم : اسم وبلاگ شما با نام کردستان زیبای ایران زمین در لینکستان ثبت شده
توری کومه لایه تی کوردانی جیهان
جمعه 13 شهریور 1394 04:16
سلام.

معماری مساجد و گنبدهای زیبای مسلمانان کپی از معماری بی نظیر ساسانیان است. موسیقی عرب از دربار ساسانی به دربار خلفا راه یافت و تا اسپانیا حرکت کرد و اگر امروز گاهی شباهتهایی در موسیقی اسپانیا با موسیقی خودمان حس می کنیم بی دلیل نیست! ما لااقل یک گیتار از اسپانیا طلبکاریم.
جامه ها و رقصهای صوفیان ترکیه و مصر چیزی جز جامه های ایرانی و رقصهای ایرانی نیست که هیچ ربطی به اسلام نداشته است و این هم بوسیله امویان تا اندلس رقته است. گاهی که به هنر و موسیقی مراکش نگاه می کنم، گویی ساسانیان را دمی زنده و بازگشته می بینم! علاقه ساسانیان به پوششهای رنگی و موسیقی رقصی ،چیزی را به مراکش داده است که امروز خود ایران ندارد: هنر ساسانی! و البته پس از آن آهی می کشم که “چرا مردم ایران غمگین ترین کشور دنیا باشند ولی مراکشی ها ۱۴۰۰ سال با فرهنگ ساسانی در شادی و پایکوبی باشند؟” چرا تاجیکستان سعی در بازسازی گذشته زیبای ایران داشته باشد ولی مردم ایران در صف یارانه و نوبت حج عمر خود را تلف کنند؟. چرا اعراب به ما اندوه و خفّت داده است و ایران ساسانی به اعراب مراکشی شادی و هنر؟.


تاریخ نویسان مسلمان بر سوزانده شدن آثار ادبی و علمی ایرانیان به بهانه کفر آمیز بودنش اعتراف کرده اند که به “کتابسوزی اعراب” شهرت یافت.
جندی شاپور سند عظمت ایرانیان پیش از حمله اعراب است.

به نظر من ایرانیان به اعراب مدنیت را یاد دادند.


ــــــــــــــــــ
این نظر برای اون پست ثابت ک عکس مساجد و... و هم این پست یعنی جندی شاپور هست.
پاسخ مریم : درود بر شما ، توضیحاتتون واقعا عالی بود

زنده باشید
جمشید کیانی
سه شنبه 3 شهریور 1394 21:13
از شما برای پاسداشت تاریخ

ایران سپاسگزارم.
پاسخ مریم : ممنون
کویرداغ آران وبیدگل
یکشنبه 1 شهریور 1394 09:23
سلام،عالی وزیبا ودست اول
پاسخ مریم : درود بر شما


خیلی ممنون
هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م
دوشنبه 26 مرداد 1394 01:14
سلام همیشه باتصاویرزیبایتان به ایران زیبا سیر وسفرمی کنیم.
پاسخ مریم : سلام و سپاس
orkideh
یکشنبه 25 مرداد 1394 11:58
مریم جان درود...
دعوتی نازنین.
پاسخ مریم : مرسی عزیزم

حتما میام
سکوت منتظر...
جمعه 23 مرداد 1394 19:07
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته‌پاره بر موج، رها، رها، رها من
ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده‌ام چرا من؟
ستاره‌ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
"سیمین بانوی چامه ی ایران"

پاسخ مریم :
سکوت منتظر...
جمعه 23 مرداد 1394 19:06
سکوت سرد صدایم
از رخوت تن
نه !
که از خستگی جان من است...
آنگاه که
ضربه های سخت نامردمی هایشان
بر پیکره ی جانم فرو می نشیند
آوای درونم
به اوج می رسد...

پاسخ مریم :
سکوت منتظر...
جمعه 23 مرداد 1394 18:51
درود دوست عزیز من
مریم گرامی
داده های خوبی درباره ی یکی دیگر از نشانه های فرهنگی و آیینی میهن مارو بنمایش گذاشتی و خشنودم که اونو خوندم.مایه ی سربلندی من و ماست که پیشینه ای بدین روشنی و پر باری داشتیم و شوربختا باز به من و ما که کمترین ویاپ (توجه) و نگری به یادمانهایی از این دست نمی اندازیم.
به سهم خودم سپاس دارم از شما به شوند گذاشتن یک همچین گزیده نگاشتهایی.
آدینه ی زیبای رو تا به اینک پشت سر گذاشته باشی عزیز...53

پاسخ مریم : درود
ممنونم

زنده باشید
فریناز
جمعه 23 مرداد 1394 13:55
درود بر مریم گرامی
بسیار نوشتار جالب و مفیدی بود
سپاس
پاسخ مریم : درود بر شما
معصومه
پنجشنبه 22 مرداد 1394 15:58
سلام . . . فک کنم پستِ بعدی تون نظراتش رو بستید .
اون عکس واقعا شهر مهاباد بود ؟ خیلی زیباست !
پاسخ مریم : سلام معصومه جون بله اون پست ثابته که مطالبش هر بار عوض میشه و اخبار روز و مطالب جالب رو در پست ثابت آپ می کنم برای همین قسمت نظراتش رو بستم . بله عزیزم اون عکس واقعا شهر کورد زبان مهاباد ایران است
مسعود
پنجشنبه 22 مرداد 1394 14:29
سلام دوست گرامی ممنون بابت توجه

و نظر لطفتان

تبریک بابت وب مفیدی که دارید

ومن همیشه ازش استفاده بردم
پاسخ مریم : زنده باشید
علی...ali
پنجشنبه 22 مرداد 1394 09:07


مریم ایران زمین بانوی خوب سرزمین
در وطن ایران زمین هستی عزیزم بهترین

ازسفر برگشته ای چشم انتظارت بوده ایم

بادلی از عشق مملو همر اه و یارت بوده ایم

گفته ای تو از طبیعت بیستون کشو ر ایران زمین
صدهزاران بار درود ای دخت خوب و بهترین
سلام صبح بخیر


الحمدالله که از مسافرت بسلامتی برگشته و با مطالب ارزنده و تصاویر بسیاز عالی باعث شده اید که روزم را با نشاط شروع کنم و در ادامه بااین تصاویر زیبا خودم را در سفر بیبینم
من به شیراز و کزمانشاه رفته ام ولی کاش پس از خواندن این پست می رفتم
موققیتتون ارزوی همیشگی و قلبی ماست
پاسخ مریم : سلام و ممنون از حضورتون

زنده باشید و شادمان
اگه به کوروش کبیر افتخار می کنی کلیک کن
پنجشنبه 22 مرداد 1394 00:18
سلام
ازحضور گرمتان سپاسگزارم.همیشه به گردش
شاد باشید.
پاسخ مریم : سلام

ممنون
✿♥Fatemeh♥✿
سه شنبه 20 مرداد 1394 18:59
"شب عزیز"

حتی ،

در این شب دلگیر هم اتفاقی نمی افتد.

نه سیبی پا در هوا می شود

و نه جاذبه ای که درخت را با پرنده محرم کند.

این شب ،

دم بریده تر از گیسوان باد نیست

که به ناکامی،

قصیده ی بلند آوازهایش را

ببندد پای پرنده ای که به هیچ سو نمی وزد.



بلند می شوم

از نردبانِ غروب بالا می روم

دست می کشم به روی همچون ماهِ تو

چه اتفاقی بالاتر از این؟!



شب عزیز،

بدم می آید از انگشتی که ماه را،

به دو نیم می کند

نیمرخی که طلوع می کند از آب و

آیینه !

و دیگر نیمی که از بدر تنهایی تو می آویزد.



اصلا" انگار این شب ،

از ظلمت ِگیسوان تو می تابد

ماه،

بهانه ست که تو را

از عمق سیاهی تماشا کنم.

"سلبی ناز رستمی"





پاسخ مریم : مرسی فاطمه جون ، شعر زیبایی بود
دوستدار تالش و گیلک
سه شنبه 20 مرداد 1394 10:28
به عقیده بنده بایستی در مورد تک تک آثار باستانی و میراث ملی روشنگری نمود سپس یک صندوقی جهت حمایت از آنها تشکیل شود و با همکاری با سازمانهای دولتی خودمان آستین بالا بزنیم و گذشته خود را از باد ، باران ، قاچاقچی های عتیقه و تحریف کنندگان نجات دهیم. چه فرقی می کنه یکی با بیل و کلنگ تیشه به ریشه اینها می زنه افرادی هم مانند پورپیرا، فیض الهی وحید،حسن راشدی، بهمن کیهان بختیارو .... با قلمشان سودای نابودی را در سر دارند. ایرانی از هر قوم و تباری هستی با هم باشید و جلوی این بی تفاوتی ، غارت و تحریف بایستید.
پاسخ مریم : درود بر شما آقای دکتر
نیره
سه شنبه 20 مرداد 1394 09:23
درود مریم گرامی
نوشته هایت بسیار زیباست
درود بر میهن دوستیت
پاسخ مریم : درود بر شما بانو نیره
ممنون از شما
پروژه های عمرانی ایران
سه شنبه 20 مرداد 1394 00:31
سلام
بسیار عالی بود امیدوارم همیشه موفق باشید
پاسخ مریم : سلام و سپاس

پایدار باشید .
بابک آذری
یکشنبه 18 مرداد 1394 21:03
از درج قسمتی از بلاگ بنده و آدرس سایتم در تار نگار با ارزش و مفیدتون احساس غرور میکنم و از احساس وظیفه تون و توجه تون سپاسگذارم.
پاسخ مریم : ممنونم ، وظیفه بود
orkideh
یکشنبه 18 مرداد 1394 12:25
درود مریم عزیزم...
چه کسی باید به فریاد ما برسد؟
از یک طرف بسیار آزاردهنده هست که بنای با این قدمت که روزگاری دانش و علم در آن داد و ستد می شد به این حال و روز افتاده و به سادگی تمام فراموش شده هست...
واقعا تماشای این تصاویر دردناک هست.
و
از طرفی باز هم چه زیبا معلوم می شود که سرزمین پارس تا چه حد متمدن بوده...
و
اما چه کسی و کدام نهاد و کدام وطن دوست باید به فریاد ما برسد!؟

مواردی از این دست،کم نیستند متأسفانه.
...
ممنون بابت مطلبت عزیزم.
پاسخ مریم : سلام ارکیده جون ، بله مواردی ازین دست کم نیستن متاسفانه . فرهنگ و تمدن پارسی ایرانی در حال نابودیه هیچ کس هم به فکر نیست . به قول آقای بابک آذری ، جریان های ضدایرانی و تجزیه طلب پان عربیسم و پانترکیسم شاید یکی از دلایل مهم عدم رسیدگی به این بناهای واجد ارزش تاریخی باشه.البته بی توجهی خود ما ایرانیان نسبت به فرهنگ و تمدن پر افتخار گذشتمون هم میتونه یکی از دلایل این نابودی و تخریب های گسترده آثار تاریخی باشه

سازمان میراث فرهنگی مسولیت حفظ و پاسداری از بناها و آثار تاریخی رو داره ولی اصلا به این وظیفه خوب عمل نمیکنه ، دانشگاه و شهر باستانی و دانشگاهی گندی شاپور به عنوان اولین دانشگاه و اولین شهر دانشگاهی جهان باید مرمت، حفظ و احیا و ثبت ملی میشد ولی افسوس که دیگه کاملا تخریب شده . اگر دیگر کشورها این تمدن غنی رو داشتند چه می کردند ؟؟
مریم
یکشنبه 18 مرداد 1394 12:11
سلام...
انتخابتون برا عکس ها عاااالیه.
پاسخ مریم : ممنون دوست عزیزم
بابک آذری
یکشنبه 18 مرداد 1394 02:43
اگر توهینی به هموطنان ما شود هر کس که باشد همانند یک حشره حقیر لهش خواهیم کرد, فرهنگ ایرانی-اسلامی ی ما آذری و فارس نمیشناسد, زبان و هویت ما ایرانی است و بلاغیر.
مگر ما در آذربایجان مرده ایم که خیال میکنید مشتی عمله اسراییلی و سکولارهای مسلمان نما, از تبار پیشه وری ی کودن، میتوانند صدمه ای به اتحادمان وارد کنند؟
جان بی ارزشم فدای ایران و ایرانیان.
اگر رنجی به شما و هموطنان قهرمانم میرسد بنده به نوبه خودم پوزش میخوام.
پاسخ مریم : درود بر شما آذری ایراندوست
شراره
شنبه 17 مرداد 1394 20:05
پیشنهاد میکنم برای افزایش بازدید و همچنین معروف کردن وبلاگت توی این سیستم وبلاگت رو ثبت کنی
بابک آذری
شنبه 17 مرداد 1394 15:35
به نظر میرسه پرسشی برای شما ایجاد شده که چرا آثاری در خوزستان فاقد رسیدگی است!
این پرسشها چند سالی است که برای من نیز مطرح است, برای نمونه به شما پیشنهاد میکنم به شهر ورزقان در 80 کیلومتری شمال شهر تبریز برید و ببینید آثار آتشکده های آتروپاد و شیرهای سنگی و ستونهای تراشیده شده در جلوی پاسگاه شهر رها سازی شده است. و صحنه هایی دیدم که اگر بگم حتما فکر میکنید اغراق میکنم یا خدایی نکرده دروغ میگم, لذا من فکر میکنم این آثار محجور در نواحی ای که پانترک و پانعرب حضور دارند برای طرح تجزیه خاورمیانه اهدافی رو دنبال میکنن که آثار ایرانی در اون مناطق محو بشه و آثار جدید پانیزمی علم بشه. همانطور که اشعار گنجوی تخریب شد, آنقدر رسیدگی نشد تا شکل اثر مقبره گنجوی از قیافه افتاد و سپس به بهانه تعمیر تخریب شد. به تخریب آثار ایرانی موجود در عراق هم توجه کنید, نکته دیگر اینجاست که پانترکها و پانعربها دائما در حال بزرگ کردن پانکرد هستند و پان کردهارو خطرناک میشمورند, در حالی که کردها همیشه خود رو ایرانی دونسته اند و در واقع مادها اولین حاکمان ایرانی هستند و نه تجزیه خواه ایرانی!
در این میون از اهمال کاری مسئولین آثار باستانی هم نباید گذشت.
پاسخ مریم : ممنون از توضیحات مفیدتون

زنده باشید ای کاش همه آذربایجانی ها مثل شما ایراندوست بودند این روزا که متاسفانه بعضی از هم نواحی های شما هدفشون حمله و توهین به سه تا قومیت فارس، کورد و ارمنی هستش و از هیچ فرصتی برای توهین و بی احترامی به این اقوام و فرهنگشون دریغ نمیکنن
عاشقانه های انتظار
شنبه 17 مرداد 1394 15:17
سلام بزرگوار: با سروده جدید بروزم و منتظر حضور و نظرتون هستم...
پاسخ مریم : درود
حتما خدمت میرسم
بابک آذری
شنبه 17 مرداد 1394 15:07
سلام و درود و خسته نباپشید.
تارین مطالب لره چوخ چوخ کامل و گوزلدی, ساغول و یاشا
مطالب تارنگار شما بسیار زیبا, دقیق و کامل هستند و باید گفت اطلاعات خواننده رو افزایش میدن.
دستتون درد نکنن
پاسخ مریم : سلام ، ممنون
راستی چه خوب که وقتی ترکی مینویسین ترجمه فارسی رو هم می نویسین اینجوری منم میتونم تا حدودی ترکی یاد بگیرم .

مطالب وبلاگ شما هم خیلی مفید هستند و به اطلاعات من افزودند
شنبه 17 مرداد 1394 11:42
با درودی از جنس صافی و زلالی چشمه ساران کوههای تالش ...پیشکش دختر نازدانه ی میهنم ایران زمین.

عالی بود نازنینم...

از اینکه در بازتاب فرهنگ٬هنر ودانش غنی و کهن این سرزمین سهیم هستید٬ این کارتان بسیار شایسته وپسندیده است.

ما به احترام حضور و ظهور فرهنگی و علمی ایران عزیز در ادوار و اعصار گذشته با افتخار تمام سر تعظیم فرود می آوریم.

زنده باد ایران و ایرانی

سربلند و سرمد باشید چون دماوند.
پاسخ مریم : درود بر شما بانوی مهربان تالش زمین ایران، ممنون از لطف و حضورتون

زنده باشید
deniz
شنبه 17 مرداد 1394 09:56
سلام
معماری دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز رو پدربزرگ من عهده دار بود , روحشون شاد . خوندن مطلبتون باعث شد تا یادی ازشون بکنم .
مرسی آشنایی خوب و کاملی بود
پاسخ مریم : سلام دوست عزیز ، خدا رحمت کنه پدر بزرگ بزرگوارتون رو . روحشان شاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30
آخرین پست ها