تبلیغات
میهنم ایران زمین - تار ایرانی - تار واژه ای فارسی
دوشنبه 9 اسفند 1395  21:49
نوع مطلب: (تاریخ ایران ،) توسط: مریم



تار ایرانی

تار واژه ای فارسی




  

تار از سازهای زهی و ایرانی ست که با زخمه نواخته می‌شود. واژه تار خودش در فارسی به معنی رشته است.
تار ریشه مشترکی میان همه اقوام ایرانی تبار در جایی که از سوی ایرانیکا با قاطعیت به نام قاره فرهنگی ایرانیان نامیده شده دارد.
در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار می‌رود.
تار همان طور كه از نام فارسی آن پیداست در لغت ایرانی به معنی زه، سیم است و از لحاظ ساز شناسی از گروه سازهای زهی مضرابی است.



بنابر روایتی تار از زمان فارابی (حدود سال ۲۶۰ هجری – سال ۳۳۹ هجری) موسیقیدان معروف ایرانی وجود داشته و بعد از وی توسط صفی الدین ارموی و دیگران به سمت کمال پیش رفته است. بر این اساس نمونه سلف تار مربوط به عهد صفوی (سال ۱۰۸۰ هجری) در تصویر زیر مربوط به نقاشی‌های کاخ هشت بهشت اصفهان مشاهده می‌شود. دو تصویر که یکی در سال ۱۷۷۵ میلادی و دیگری در سال ۱۷۹۰ میلادی در شیراز از تار نقاشی شده است نشان می‌دهد نواختن این ساز در دورهٔ زندیه در شیراز متداول و مرسوم بوده است. با این همه، نام نوازندهٔ مشخصی از این ساز در منابع دورهٔ زندیه دیده نمی‌شود و از این‌رو، احتمالاً این ساز در آن دوره نام دیگری داشته است. سازِ تار با شمایل و مشخصات کنونی (کاسه و نقاره شبیه به دل روبروی هم، با دسته‌ای متصل دارای ۶ سیم طبق تصویر بالا) از زمان قاجار دیده شده است. مرتضی حنانه (استاد موسیقی ایرانی) در کتاب گامهای گمشده، تار را ساز ملی ایرانیان می‌داند. مرحوم روح‌الله خالقی (استاد موسیقی ایرانی) در کتاب سرگذشت موسیقی می‌گوید: ساز (تار) بهمراه نام سازهایی دیگر در شعر فرخی سیستانی شاعر ایرانی (۳۷۰–۴۲۹) ذکر شده است (هر روز یکی دولت و هر روز یکی غژ * هر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار). ساز تار ساخته و پرداخته ذوق ایرانی است (منحنی و قوس‌هایی که در ساخت تار دیده می‌شود در خوشنویسی و نقاشی و مینیاتور و معماری ایرانی جاری و ساری است) و طی سالهای متمادی کامل و کاملتر گشته است. آخرین اصلاحات توسط درویش خان استاد موسیقی ایرانی(۱۲۵۱تهران_۲ آذر ۱۳۰۵تهران) با افزودن سیم ششم جهت تکمیل و وسعت دامنه صوتی تار انجام پذیرفته است. تار دارای ۲۸ پرده است (یعنی کمتر از سه اکتاو). آخرین الگوی منحصربه‌فرد ساخت تار نیز متعلق به سازگر مشهور ایرانی استاد یحیی دوم(۱۲۵۴–۱۳۱۰ه. ش) می‌باشد چه به لحاظ شاخص فنی و چه از لحاظ ذوقی همچنان که گره چوب را به شکل متقارن روی کاسه تار (در اصطلاح چهار گل) طراحی می‌نموده است. جنس چوب کاسه تار از درخت توت، دسته آن گردو می‌باشد.



جلیل شهناز (۱ خرداد ۱۳۰۰ اصفهان - ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ تهران) یکی از سرشناس‌ترین نوازندگان تار و سه تار سدهٔ اخیر در ایران بود.





نوازندگان تار ایرانی

نوازندگان پیشین

نوازندگان حاضر






زنی در حال نواختن تار
نقاشی در هشت بهشت اصفهان ۱۶۶۹.



تار از هزاران سال پیش متعلق به ایران است و نام آن فارسی می باشد تار هایی كه در كشور های همسایه نواخته می شود  از ایران به آن كشور ها رفته است

همه جهان ساز های ایرانی را با نام های فارسی شان می شناسند :

1- تار tar
2- ستار sitar
3- نی ney/fute
4- تنبور tambourine
5- كرنای karna
6- سنتور santour

ابزار خنیاگری : ایرانیان آریایی از گذشته های دور دلبستگی بسیاری به آواز و آهنگ و ترانه داشتند ، ازین رو سازهای ویژه ای را پدید آوردند كه تنها برای ایران است و در دیگر جاهای جهان نیز با همین نام های فارسی شان شناخته می شوند.

سازهای زهی : كمانچه -بربط -  سلانه - سنتور - سه تار - تار - تنبوره و ...
سازهای بادی : نی - سورنا - كرنا و ...
سازهای كوبه ای : تبل - دف - تنبك- دهل و ...













دزدی كشورك جعلی جمهوری آذربایجان از تار ایرانی - كشوری كه قدمتش به زور به صد سال هم نمیرسد تار هزاران ساله ایرانی را دزدید ...
باز هم پانتركیسم باز هم دزدی فرهنگی از ایران


جمهوری جعلی آذربایجان كه حتی نام خود را از آذربایجان ایران به سرقت برده است ( در نقشه های قدیمی و كلا پیش از اینكه این كشورك از ایران جدا شود آن منطقه آران نام داشت ) این كشور جعلی همواره سیاست های ضد ایرانی پانتركیسم را به افراطی ترین شكل اجرا می كند و همه سیاست هایش بر ضد ایران است . بی توجهی مسئولین ایران به فرهنگ ملی ایرانی باعث شده تا كفتاران پانترك باكویی فرصت را غنیمت شمرده و میراث ملی ایرانی را به نام خود مصادره كنند .

در دسامبر ۲۰۱۲، یونسكو هنر اجرای تار آذربایجانی را در فهرست میراث فرهنگی و معنوی خود ثبت کرد. البته این امر مورد اعتراض جامعه هنری ایران (از جمله خانه موسیقی ایران) واقع شده است.

داریوش پیرنیاکان سخنگوی خانه موسیقی نسبت به ثبت ساز تار در فهرست میراث معنوی کشور آذربایجان در یونسکو، اعتراض کرد. وی که مسئولین فرهنگی ایران را مقصر می‌دانست، در واکنش به سخنان مسئولین فرهنگی کشور آذربایجان که گفته بودند «ما تار آذربایجان را ثبت کردیم نه تار ایرانی»،  گفت: «تبدیل شدن تار ایرانی به ترکی یک جعل تاریخی است. این ساز از ایران به جمهوری آذربایجان رفت و با برداشتن ربع پرده‌ها و کمی تغییر شکل، عنوان ساز ترکی را بر تار گذاشتند. حال سؤال من این است اگر این ساز ترکی است چرا از مقام‌های موسیقی ایران و دستگاه‌های این موسیقی استفاده می‌کنند؟؟.»
موسیقی آذربایجانی همه داشته هایش را از موسیقی ایرانی دارد از سازها گرفته تا مقام ها و دستگاه های موسیقی ایرانی كه همه آن ها نام فارسی دارند . اگر ایران نبود موسیقی آذربایجانی هم وجود نداشت...

 از دیدگاه کارشناسان مشهور ساز تار درایران، خاستگاه اصلی این ساز کشور ایران بوده و سالهاست که با تار و پود تاریخ و فرهنگ و زندگی مردم این سرزمین عجین شده است. در ابتدا مردم آذربایجان ایران در نفوذ این ساز به میان مردم آذربایجان نقش بسزایی داشته‌اند و علیرغم برخی تفاوتها، ورود این ساز به این کشور، محصول همجواری با ایران وآذربایجان ایران و محصول دورانی است که این کشور بخشی از خاک و تاریخ ایران بوده است.

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، کیوان ساکت، آهنگساز و نوازنده پرآوازه تار و سه‌تار، با ارائه مدارک و مستندات دراین خصوص، تار را ساز ملی ایرانی می‌داند و ثبت آن را به نام کشور همسایه رد می‌کند.

وی به منظور اثبات نظرات خود بیان می کند که کشور آذربایجان کنونی ۱۰۰ سال پیش جزء خاک و قسمتی از سرزمین پهناور ایران بوده است که دردوره سلسله قاجار از ایران جدا شده است. همچنین می افزاید : این جدایی باعث شده که لحن و لهجه بسیاری از مقام های مشترک ایرانی و آذری و به تبع آن شکل سازها اندکی تغییر کند، که نظیر آن را در لهجه  زبان مردم مناطق مختلف ایران، می توان به وضوح مشاهده کرد.”

او به تغییراتی اشاره می‌کند که عُزیر حاجی‌بیگف نوازنده آذربایجانی، در لحن و گویش مقام های آذری ایجاد کرده  است و اینکه علیرغم این تغییرات اعمال‌شده، نام بسیاری از مقام‌ها، هنوز همان نام‌های پارسی مانده که در موسیقی ایرانی هم کاربرد داشته و دارد، نام‌هایی نظیر سه گاه، چهارگاه، بیات شیراز، بیات اصفهان، شور و  غیره.

بنا بر این گزارش، ساکت سرمنشاء تار را شهرهای مرکزی و فرهنگی ایران آن زمان، یعنی اصفهان یا خراسان دانسته و تأکید می‌کند که، به گواه تاریخ، موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی در طول تاریخ الهام‌بخش هنرمندان کشورهای دیگر به ویژه کشورهای همسایه بوده است.

وی در ادامه تاکید می‌کند که خواستگاه تار باید محل‌های کم‌رطوبت مانند اصفهان و یا خراسان قدیم باشد. مناطق رطوبتی مانند شمال و جنوب ایران و یا باکو و آذربایجان که کنار دریا واقع می‌شوند و رطوبت زیادی دارند، مناسب برای ساختن و نواختن تار نبوده و نیستند.

وی احتمال می‌دهد که این ساز، توسط نوازندگان خصوصی حاکم و یا شاهزاده‌ای که به حکومت آذربایجان منسوب شده است، به آنجا برده شده و سپس مورد توجه و علاقه مردم آن دیار قرار گرفته است؛ همانند بربط ایرانی که با نام عود به کشور‌های عربی برده شد و چنان مورد علاقه آنها قرار گرفت که امروزه بسیاری، این ساز را سازی عربی می‌دانند؛ اما شواهد و مستندات تاریخی به این ادعا صحه نمی گذارند.

داریوش پیرنیاکان، نوازنده تار، پژوهشگر و نایب رییس خانه موسیقی نیز ضمن ابراز تاسف از ثبت تار به نام کشور آذربایجان، اظهار می‌دارد که اصلا تار قفقازی وجود نداشته است.

او نیز معتقد است که از ساختار تار می‌توان خواستگاه آن را شناخت و ساختار تار خود گویای آن است که به شهرهای کنار دریا و مرطوب تعلق ندارد.

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، کشور آذربایجان در سال‌های اخیر نیز در اقدامی مشابه، با پیشدستی بر ایران، دست به ثبت آثاری چون “مقام‎های موسیقی آذربایجان” وهمچنین “هنر موسیقی عاشیق‌ها” زد، که سهم تاریخی ایران در آن کاملا محرز و اثبات شده است؛ اما در ثبت آنها هیچ نامی از ایران قید نشده است.

این کشورهمچنین درصدد معرفی”نظامی گنجوی” به عنوان یک شخصیت فرهنگی ترک، به یونسکو می‌باشد، درحالیکه وی شاعری پارسی‌گوی بوده که شهرت جهانی دارد.

 بنا به این گزارش، بهره‌برداری از خوان گسترده میراث فرهنگی ایران فقط به آذربایجان محدود نمی‌شود. کشور ترکیه نیز در سال‎های اخیر در اقداماتی مشابه به اعتبار آرامگاه مولانا، دست به ثبت “مراسم سماع دراویش مولوی” زد بدون آنکه به  پارسی گوبودن این شاعر کوچک‌ترین اشاره‌ای داشته باشد.

نتیجه :
- تار واژه ای فارسی به معنی رشته ، سیم و  زه است
-خاستگاه این ساز ایران است .
 -ساز تار نه تنها به جمهوری آذربایجان تعلق ندارد بلكه به آذربایجان ایران هم تعلق ندارد خاستگاه تار  محل‌های کم‌رطوبت مانند اصفهان و یا خراسان قدیم می باشد .
- اصلا تار قفقازی وجود نداشته است و این ساز، توسط نوازندگان خصوصی حاکم و یا شاهزاده‌ای که به حکومت آذربایجان منسوب شده است، به آنجا برده شده و سپس مورد توجه و علاقه مردم آن دیار قرار گرفته است.

-این ساز از ایران به جمهوری آذربایجان رفت و با برداشتن ربع پرده‌ها و کمی تغییر شکل، عنوان جعلی ساز تركی را بر تار گذاشتند.
- كار پانترك ها دزدی فرهنگی ، تحریف و جعل تاریخ است .



دیگر غفلت و بی توجهی بس است مسئولان ایرانی باید توجه بسیار بیشتری به میراث ملی ایران داشته باشند .






نظرات()   
   
اترو
سه شنبه 21 آذر 1396 18:00
سلاممم بانو مریم ۲۱ آذر سالگرد نجات آذربایجان مبارک باد
پاسخ مریم : مبارک
نعمتی
سه شنبه 16 آبان 1396 14:48
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 07:48
Hi, just wanted to tell you, I enjoyed this post. It was
practical. Keep on posting!
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 19:58
You could definitely see your enthusiasm in the article you write.
The arena hopes for more passionate writers such as you who aren't
afraid to say how they believe. At all times go after your heart.
بابک آذری
دوشنبه 23 اسفند 1395 16:56
سلام ، تار رو هم دزدیدن؟ مگه اون یونسکو صاحب نداره که واسه پانیزمها شده کعبه ی آمال؟ یادم باشه واژه تار رو در پست جدیدم وارد کنم....
با پست واژگان غیر ترکی در ترکیِ غرب دریای مازندران بروزم، دوستان کمک کنین لطفا و واژه معرفی کنین.
پاسخ مریم : سلام بله تار ایرانی رو هم متاسفاته دزدیدند

باشه خدمت میرسم
علی
سه شنبه 10 اسفند 1395 19:38
وقتی یونسکو مهر تایید میزنه دیگه کار درسته. بیخود داری خودت رو خسته میکنی
پاسخ مریم : جمهوری آذربایجان با جعل و تحریف تاریخ ، تار ایرانی رو دزدید ولی ایران هنوزم میتونه تار ایرانی رو ثبت کنه . بی تفاوتی مسئولان ایرانی باعث سو استفاده پانترک ها شده ، اگر دست اندرکاران و مسئولان به خودشون بیان و بی تفاوت نباشن و غیرت ملی داشته باشن خیلی از آداب و رسوم و فرهنگی که از ما دریدند رو میتونیم پس بگیریم این پست رو هم برای همین گذاشتم .
سکوت منتظر...
سه شنبه 10 اسفند 1395 01:43
درود بر دختر آریایی
سپاس از نبشته ی پر بار شما
من هم با پروانه از شما گزارش کوچکی از یکی دیگر از سازها با ریشه ی ایرانی به این گزارش کامل شما می افزایم.
... همچنین گیتار،این ساز کهن را که با آن در هنگامه ی آیین "گیت خوانی" (یا گات یا گاتها یا گاثاهاخوانی) می نواختند و همراه می کردند،"تارگیت" می نامیدند یا خوانده می شد.(واژه ی "گیت" در زبان سنسکریت همان "گات" امروزی است.) نام این ساز که از "تار" برگرفته شده است،همان سازی که به دست یک بازرگان در سده های دور به اسپانیا رفت و از آنجا به دیگر کشورهای اروپایی و بدنبال آن با راه یافتن اروپاییان به آمریکای نمیروزی،بدانجا راه پیدا کرد.اما نام این ساز همانگونه که از ریشه ی واژه شناسی آن روشن است از زبان پارسی باستان بوده که نمار به رشته یا زه یا سیم دارد و امروزه ما این ساز را بنام "گیتار" می شناسیم...
بخشی از "پارسی نامه" به خامه ی نگارنده.
2565 ش – 1385 خ
رویه ی دوم.برگ 795
اینک آیا پانترکها در آنزمان هم بودند که امروزه این ساز را بنام خود نامنویسی کردند؟؟؟
با سپاس از شما
پاسخ مریم : درود بر شما
عالی و جالب بود توضیحاتتون
سپاس
فرزانه
دوشنبه 9 اسفند 1395 23:27
بسیار عالی
لااااااااااایک
پاسخ مریم : ممنون
فریناز
دوشنبه 9 اسفند 1395 22:15
درود
به نظرم کشورهای آسیای میانه باید ابتدا به یاد بیاورند که از کجاآمده اند و روزی جزوی از ایران بزرگ بودند.

اما نظری دارم:
توجه به میراث مشترک و ثبت آن از مهمترین کارهاست.
مثلا مولوی جزو میراث فرهنگی مشترک کشورهایی چون ایران و افغانستان و ترکیه است.
این میراث مشترک است که باید به ثبت جهانی برسد.
نظیر این مورد فراوان است. از ابن سینا گرفته تا خیام و رودکی و تار و چوگان و ....
دست گذاشتن روی مشترکات موجب همدلی و دوستی بین ملتهاست.
پاسخ مریم :
درود

ممنون از توجه شما
نیره
دوشنبه 9 اسفند 1395 22:02
درود مریم جان
بسیار زیبا
پاسخ مریم : سپاس بانو نیره گرامی
زادچهر
دوشنبه 9 اسفند 1395 21:50
بسیار عالی بود بانو
پاسخ مریم : سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها