تبلیغات
میهنم ایران زمین - پانتركیسم از خیال تا واقعیت (بخش دوم)

پانتركیسم از خیال تا واقعیت

(بخش دوم)


لطفا این متن مقدمه رو كامل بخوانید مهم است
روی جلد نشریه بوزکورت (گرگ‌های خاکستری) ارگان پان‌ترکی فاصله سال‌های ۱۹۳۹–۱۹۴۲. کادر نقطه چین، وسعت امپراطوری مورد نظر پان‌ترکیست‌ها را شامل مناطق شمالی ایران و افغانستان نشان می‌دهد. روی عنوان نشریه جمله نژادپرستانه «نژاد ترک، برتر از همه نژادها» نوشته شده و تصویر گرگ خاکستری درون ماه و ستاره به چشم می‌خورد.
پانترك ها در ایران هم آزادانه فعالیت می كنند ، توهین به فارسی زبانان ایرانی ، حمله به تاریخ ایران، ساخت تاریخ جعلی برای قوم ترك ، ایجاد تفرقه قومی ،ترك نشان دادن آذربایجان در حالی كه زبان باستانی مردم آذربایجان به هیچ وجه تركی نبوده است، نادیده گرفتن حقوق اقوام غیر ترك آذربایجان مانند تالش ها و تات ها ، ارامنه و كورد ها ، تحریك سایر اقوام علیه فارس ها ، سر دادن شعار های مرگ بر فارس و خلیج جعلی ع ر ب ی در ورزشگاه ها ، ایجاد ده ها نشریه و مجله با بودجه دولتی و نشر مطالب كذب و قومی ،رواج ایده ها و اندیشه های پانتركی و ضدایرانی و ضدفارسی در بین مردم آذربایجان و  قومیتی كردن فضای شهر های ترك زبان به طوری كه هر مسافر فارسی زبانی كه به شهرهای ترك زبان تبریز و ... سفر می كند از برخورد بد و نژادپرستانه مردم آنجا شاكی و انتقاد دارد . در خارج از ایران هم شبكه های پانتركی گوناز تی وی و احزاب پانتركی با فعالیت شبانه روزی و با حمایت جمهوری جعلی آذربایجان ، تركیه و عربستان و رژیم صهیونیستی در راستای ایجاد جنگ قومیتی و تجزیه ایران از هیچ تلاشی فروگذار نمی كنند .
پانترك ها دشمن قسم خورده ایران و ایرانی


 

نمونه‌هایی از جعل تاریخ توسط پانتركها

سکاها و ملکه تهم‌ریش ، پانترك ها سكاها كه قومی آریایی بودند را ترك معرفی می كنند و ملكه جعلی به نام تومروس را به آنها نسبت می دهند


پان‌ترک‌ها ادعا دارند که سکاها اقوامی ترک تبار بودند و تهم‌رییش ملکه قوم ماساگت یا "ماساژت" تباری ترک داشته و در نواحی آذربایجان می‌زیسته‌است. واقعیت اینست که سکاها قومی ایرانی‌تبار بودند[۶] که در نواحی شمال شرقی ایران می‌زیستند نه در نواحی ارس و به گویش و زبانشی از خانواده هندواروپایی تکلم داشتند این ادعای پان‌ترک‌ها که همواره بر کشته شدن کوروش بزرگ تحت عنوان «شاه فارس‌ها» به دست تهم‌رییش تحت عنوان ملکه «ترک‌ها» که او را «تورمیس، تومروس، "توموریس" و یا به اختصاری انا تومروس "به ترکی آذربایجانی: ANA TÜMRÜS"» به معنی (مادر تومروس) می‌خوانند، تکیه بر این روایت هرودوت مورخ یونانی قرن ۵ پیش از میلاد دارد که بیش از یک قرن پس از کوروش کبیر می‌زیسته و روایت مرگ کوروش را در کتاب خود چنین نوشته:

کوروش با سپاهی به جنگ با سکاها برخاست و سپس با شکستی سخت روبه رو شد و سر از تن او جدا کردند و به نشان انتقام پیش تهم‌ریش بردند و او سر کوروش را در داخل تشتی پر از خون انداخت.[نیازمند منبع]

این روایت هرودوت یکی از ده‌ها روایت در باب مرگ کوروش این پادشاه هخامنشی است و بطور قاطع نمی‌توان به آن استناد و تکیه کرد. چگونگی مرگ کوروش کاملاً مشخص نیست و مورخانی همچون کتسیاس، بروسوس، گزنفون، تروگ روایات مختلفی دربارهٔ مرگ کوروش آورده‌اند. یکی دیگر از ادعاها و جعلیات پان‌ترک‌ها آرامگاهی منسوب به تهم‌رییش است. آن‌ها معتقداند که قبر وی در سوی شرقی مسجد کبود تبریز قرار دارد. در حالی که این یک جعل است و حقیقت ندارد. در سال ۲۰۰۴ میلادی، باستان‌شناسان قبری را در اطراف تبریز یافتند که جسدی با شمشیر به‌خاک سپرده شده‌بود. دانشمندان پس از بررسی DNA از جسد، دریافتند که جنازه متعلق به یک «زن» است، اما تا به‌حال هیچ تاریخ‌نگار یا باستان‌شناسی، ارتباطی میان هویت این جسد و تهم‌رییش، با ملکه ماساژت‌ها نیافته‌است. لذا پان‌ترک‌ها مدعی‌اند که نام خود شهر تبریز از نام تومریس (که یونانی شدهٔ همان تهم‌رییش است) گرفته شده و به مرور زمان «تومریس-تومریز-تبریز» شده‌است که این خود یک جعل و دروغ دیگریست و در باب ریشه‌یابی نام تبریز سخنان گوناگونی وجود دارد. تبریز پیوند «تَب + ریز» است. یعنی شهری که به دلیل خوش آب و هوا بودن موجب می‌شود بیمار تن‌درست شود. تب نشانه‌ای برای بیماری است و تبریز یعنی شهری که ریزنده تب است. اولیاء چلبی (از شخصیتهای دوران عثمانی) در سفرنامه خود تبریز را به ترکی «ستمه دوکوجو» (سِتمه به ترکی یعنی تب، و دوکوجو یعنی ریزنده) معنی کرده‌است؛ و می‌گوید مردم تبریز نام شهرشان را «تربیز» تلفظ می‌کردند

بابک خرمدین

پانتركها بابك خرمدین كه پدرش اهل تیسفون و مادرش هم هرگز ترك نبوده است را ترك می دانند

پان‌ترک‌ها مدعی‌اند بابک ترک تبار بوده‌است و نام وی بای‌بک است.اما در دانشنامه اسلام، نام بابک، معرب نام ایرانی پاپک معرفی شده‌است.برخی از خاورشناسان همچون اشپولر، پتروشفسکی، ساندرز حدس می‌زنند که نام اصلی وی پاپک باشد.در دانشنامه بریتانیکا هم نام پاپک همتراز نام بابک آمده‌است به گفته محسنی هیچ‌یک از کتاب‌های تاریخی چون الفهرست ابن ندیم، تاریخ مقدسی، الفرق بین الفرق بغدادی، جوامع الحکایات محمد عوفی، تاریخ گزیده حمد الله مستوفی، تاریخ ابن خلدون، کتاب الانساب سمعانی، مختصر الدول ابن عربی، سیاست نامه خواجه نظام الملک که زندگانی بابک را به نگارش درآورده‌اند کوچکترین اشاره‌ای به ترک بودن بابک یا ترکی سخن گفتن وی نکرده‌اند ولی (در این منابع ذکر شده) بخشی از سپاهیان گسیل شده به جنگ بابک توسط معتصم را ترک‌ها تشکیل می‌دادند. همچنین مادر معتصم یک کنیز ترک بود. در جمهوری آذربایجان نیز سعی می‌شود که بابک خرمدین را ترک قلمداد کنند. اما دانشمندان این نظر را را رد می‌کنند ویکتور شنیرلمن می‌گوید که این تاریخ‌بافان جمهوری آذربایجان نمی‌گویند که بابک پارسی حرف می‌زد و تاریخ‌نگاران دوران بابک او را پارسی دانسته‌اند.

در واقع قاتل بابک ترک بوده و بیشتر دشمنان و مخالفانش را ترکان تشکیل می‌دادند. امروزه نیز همان مردمی که او را کشتند و مخالفش بودند سال‌روز تولد او را جشن می‌گیرند.

پور سینا

پانتركها پورسینا دانشمند پارسی ایرانی را ترك می دانند

پان‌ترک‌ها مدعی‌اند که ابن سینا ترک بوده‌است ضیا گوک آلپ دربارهٔ توران می‌گوید: «فرزندان اوغوز خان هرگز نباید توران را فراموش کنند. سرزمینی که با آتیلا، فارابی، الغ‌بیگ، ابن سینا پیوند خورده‌است. سرزمین ترکان نه ترکیه و نه ترکستان، بلکه توران بزرگ است»یکی از دلایلی که دهخدا از منکران ایرانی بودن ابن سینا نقل می‌کند، نداشتن آثار فارسی از ابن سینا است و دلیل دیگر شیعه نبودن اوست محسنی در رد نظریه منکران ایرانی بودن ابن سینا می‌گوید که پدر بوعلی سینا اسماعیلی مذهب بوده در حالی که ترک‌ها سنی حنفی مذهب هستند در دانشنامه اسلام آمده که بوعلی سینا متولد شهر اَفشَنه (نزدیک بخارا) و زبان مادری وی فارسی بوده‌است. پدر و برادرش تحت تأثیر تبلیغات اسماعیلیه قرار گرفته بودنددر دانشنامه ایرانیکا برای آثار فارسی ابن سینا ۲ کتاب «اندر دانش رگ» و دانشنامه نام برده می‌شود دانشگاه ایالتی سنت خوزه آمریکا نیز ابن سینا را ایرانی معرفی می‌کند در دانشنامه بریتانیکا، شهر بخارا را جزئی از ایرانِ در زمان ابن سینا معرفی می‌کندبه گفته سید حسین نصر و مهدی امین رضوی ابن سینا ایرانی بوده‌است

نام آران

برگی از کتاب مجمع التوارخ حافظ ابرو ذکر عزیمت کردن اغوز به جانب آران و موغان سده نهم هجری قمری مکتب هرات موزه رضا عباسی.

نام جمهوری آذربایجان جعلیست و نام اصلی آن،  آران است

به گفته عنایت‌الله رضا سرزمینی که اکنون جمهوری آذربایجان نام دارد، تا سال ۱۹۱۸ میلادی (۱۲۹۷ش) هرگز آذربایجان نامیده نمی‌شد. زمانی نام کهن آن آلبانیا بود. در روستای «بویوک دَکَن» واقع در بخش نوخای قفقاز نوشته‌ای به خط و زبان یونانی باستان به دست آمده که تاریخ آن را سده ۲ میلادی دانسته‌اند و در آن از «آلبانیا» یاد شده‌است. در نوشته‌های مورخان باستان از جمله پلیبیوس و استرابون نیز این با نام «آلبانیا» آمده‌است. به نظر بعضی محققان، آلبانیا در منابع پارتی زبان به صورت «اردان» آمده‌است. در منابع عهد اسلامی این نام اران و «الران» نوشته‌اند. این نام به احتمال قوی با نام پارتی «اردان» مرتبط است. گاه نیز از این سرزمین با دو نام اران و شروان یاد کرده‌اند. پس از لشکرکشی‌های تیمور و داستان ترکمان‌های آق‌قویونلو و قره‌قوینلو نام اران به تدریج از کتاب‌ها برداشته شد.

پس از جنگ پایان جنگ ایران و روس و ضمیمه شدن این سرزمین به خاک روسیه در سال ۱۹۱۱ م حزب مساوات در اراضی کنونی جمهوری آذربایجان تأسیس یافت. مساواتیان در مارس ۱۹۱۸ م قیامی مسلحانه در باکو ترتیب دادند که اندکی بعد به دیگر نواحی آن کشیده شد. اینان در ۲۷ مه ۱۹۱۸ در شهر تفلیس دولتی تشکیل دادند و با نام «جمهوری آذربایجان» اعلام استقلال کردند. در پایان ۱۹۱۹ و اوایل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان دستخوش بحران سیاسی و اقتصادی شد. در بهار ۱۹۱۹ م در نواحی مغان و لنکران دولت شوروی تأسیس یافت. در ۲۶ آوریل ۱۹۲۰ کمیته موقت انقلاب به ریاست نریمان نریمانّف تشکیل گشت. در ۲۸ آوریل ۱۹۲۰ م دولت مساواتیان ساقط شد و کمیته انقلاب قدرت را در باکو در دست گرفت و خود را دولت «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» نامید.

ریچارد فرای در دانشنامه آمریکانا دربارهٔ تاریخ این سرمین می‌گوید: "نام باستانی جمهوری آذربایجان، آلبانیاست، که اعراب آن را اران می‌نامیدند. این ناحیه مسیر عبور برای مهاجرت مردمان بوده و محل نبرد عرب‌ها و خزرها و ترک‌ها بوده‌است و بعد از قرن یازدهم میلادی ترک‌ها بر این منطقه حکمفرما شدند."

بارتولد دربارهٔ نام گذاری آذربایجان بر اران می‌گوید: «نام آذربایجان برای جمهوری آذربایجان از آن جهت انتخاب شد که گمان می‌رفت با برقراری جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند ... ؛ نام آذربایجان از این نظر برگزیده شد. هر گاه لازم باشد نامی انتخاب شود که بتواند سراسرجمهوری آذربایجان را شامل گردد، در آن صورت می‌توان نام اران را برگزید». ولادمیر منیورسکی می‌گوید که این نامگزاری دولت مساوات در زمان نوری پاشا انجام گرفت

محمدجواد مشکور نیز نوشته‌است: «ایالت اران که در دوران اسلامی به این نام مشهور بود از زمان ترکان قراقویونلو و آق‌قویونلو تا جنگ جهانی اول «قراباغ ... (باغ سیاه یا باغ بزرگ) خوانده می‌شد. پس از شکست روسیه تزاری مردم آن ناحیه دعوی استقلال کرده در سپتامبر سال ۱۹۱۸ میلادی حکومتی به نام آذربایجان تحت نفوذ دولت عثمانی تشکیل دادند. غرض از این نامگذاری این بود که از ضعف دولت مرکزی ایران در اواخر قاجاریه استفاده کرده آذربایجان ایران را که مردم آن مانند اهالی قره‌باغ به لهجه‌های ترکی سخن می‌گفتند با آذربایجان ساختگی به هم پیوند داده و در دو سوی رود ارس حکومتی تحت نفوذ عثمانی تشکیل دهند ولی ترکان بزودی شکست‌خورده و امپراتوری عثمانی تجزیه شد»

حمید احمدی در رابطه با نام تاریخی این سرزمین می‌نویسد: "جمهوری آذربایجان کنونی یعنی آذربایجان سابق شوروی، که نام تاریخی آن اران است، قبل از تصرف این منطقه در جریان جنگ ایران و روس (۱۸۱۲–۱۸۲۸ م/۱۲۲۷–۱۲۴۳ ق) توسط روسیه تزاری، بخشی از خاک ایران بود. اران که در این دوره بیشتر به نام خان‌نشین شیروان و گنجه و قراباغ و... شناخته شده می‌شد پس از انقلاب اکتبر مبنای تشکیل یک دولت مستقل به نام آذربایجان گردید، اما در سال ۱۹۲۰ م / ۱۲۹۹ ش، اتحاد جماهیر شوروی نوین به زور آن را ضمیمه خاک خود کرد. پس از سقوط اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱ م / ۱۳۷۰ ش بود که این سرزمین سرانجام استقلال خود را مجدداً بدست آورد

تورج دریایی می‌گوید، این استالین بود که تصمیم گرفت برای مداخله در امور ایران نام این منطقه را از اران (در تاریخ باستان با نام آلبانی) به آذربایجان تغییر دهد و آن را خاری کند در چشم ایران.

در فصل سوم عهدنامه گلستان چنین آمده است:

اعلی‌حضرت، قدرقدرت... ایران به جهت ثبوت دوستی... که به.. ایمپیراطور کل ممالک روسیه دارند... ولایات قراباغ و گنجه که الان موسوم به بلزاتوپول است و اولکای خوانین‌نشین شکی و شیروان [شروان] و قبه و دربند و بادکوبه و هرجا از ولایت طالش را با خاکی که الان در تصرف دولت روسیه است و شمال داغستان و گرجستان و محال شوره کل و آچوق‌باش و گروزیه و منگریل و آبخاز و تمامی اولکا و اراضی که در میانۀ قفقازیه و سرحدات ممینةالحاله بوده و نیز آنچه از اراضی دریایی قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است، مخصوص و متعلق به ممالک ایمپریه روسیه می‌دانند.

جلال متینی، به استناد این متن مربوط به دوران قاجاریه، اصطلاح آذربایجان را برای منطقه فرارود ارس را رد می‌کند.

سومریان

پانتركها سومریان كه هرگز ترك نبودند را ترك می دانند

پان‌ترک‌ها کوشیده‌اند تمدن سومریان را به سود خود ترک قلمداد کنند. علی دوست‌زاده می‌گوید که صد سال پیش که دانش سومرشناسی در آغاز راه خود بود، اشخاص مختلف نظریه‌های گوناگونی دربارهٔ زبان سومری ارائه کردند. برخی زبان آنان را دراویدی، بعضی آن را هند و اروپایی، برخی آلتایی و یا اورالی پنداشتند... یکی از این دانشمندان شخصی آلمانی به نام هومل بود که ادعا داشت زبان سومری به خانواده اورال-آلتایی تعلق دارد. از نظریه وی ۱۱۰ سال است که می‌گذرد. او تنها کسی بود که در بین سومرشناسان به این ادعا اعتقاد داشت. در دانشنامه بریتانیکا دربارهٔ زبان سومری آمده‌است: "زبان سومری، زبان تک خانواده (ایزوله شده) و کهن‌ترین زبان مکتوب موجود است. این زبان برای نخستین بار در حدود ۳۱۰۰ ق م در جنوب میان رودان گواهی گردیده و در طول هزاره سوم ق م رشد و توسعه یافته‌است. در حدود ۲۰۰۰ ق م زبان سومری به عنوان زبان محاوره‌ای، با زبان سامی اکدی (آشوری-بابلی) جایگزین شد اما کاربرد کتبی آن کمابیش تا پایان حیات زبان اکدی، در حوالی آغاز عصر مسیحیت ادامه داشت. زبان سومری هرگز بسیار فراتر از مرزهای اصلی خود در جنوب میان‌رودان توسعه نیافت. شمار اندک گویندگان بومی این زبان، تناسبی با اهمیت عظیم و تاثیرات زبان سومری بر توسعه تمدن میان‌رودان و تمدن‌های دیگر در همه مراحل آنان نداشت" موریس جاستروی، دربارهٔ ادعای هومل می‌نویسد: «نظر هومل را در این مورد مانند بسیاری از مسائل دیگر تنها یک دانشمند قبول کرده‌است، آن دانشمند خود هومل می‌باشد. فهرست واژگان سومری، با مترادف‌های تصور شده ترکی شان، که او ترتیب می‌دهد، اعتماد و اطمینانی را به روش وی، القا نمی‌کند» سایت دانشگاه لیدن هلند هم دربارهٔ زبان سومری نوشته‌است: «زبان سومری یک زبان تک خانواده (ایزوله شده) و یک زبان مرده است

تلاش در جعل هویت نظامی

پانتركها نظامی شاعر فارسی زبان ایران كه پدرش فارس تفرش و مادرش كورد بود را ترك می دانند

یکی از پژوهشگران جمهوری آذربایجان بیتی را به نظامی منسوب کرد که از دید فنی (قافیه) نادرست است (گرگ با ترک قافیه نمی‌شود و ایراد ادبی دارد) و در هیچ نسخهٔ خطی وجود ندارد. همچنین در ادبیات پارسی و فرهنگ ایرانی همواره گرگ جانوری خونخوار و دَدمنش به شمار آمده‌است. بیت جعلی مورد نظر (که بدون هیچ بیت پیشین و پسین جعل شده‌است) چنین است

پدر بر پدر، مر مرا ترک بود
به فرزانگی هر یکی گرگ بود

نظامی در ابیات راستینش نیز گرگ را حیوانی نادان و وحشی معرفی می‌کند و آن را کمتر از شیر و روبه می‌داند:

ز آن بر گرگ روبه راست شاهی
که روبه دام بیند گرگ ماهی

یا:

به وقت زندگی رنجور حالیم
که با گرگان وحشی در جوالیم

یا:

پیامت بزرگست و نامت بزرگ
نهفته مکن شیر در چرم گرگ

یا:

روباه ز گرگ بهره زان برد
کین رای بزرگ دارد آن خرد

با وجود اینکه تمامی آثار نظامی گنجوی پارسی هست، قوم‌گرایان پانترکیست دیوان یک شاعر دیگر به نام نظامی قونوی (از دوران حکومت عثمانی) را به نظامی گنجوی منسوب می‌کنند[

جمهوری آذربایجان سالیانی هست که در رابطه با تحریف نظامی گنجوی ادعاهای غیرعلمی مطرح می كند جمهوری آذربایجان با نصب مجسمه او در میدانهای مختلف جهان، آن را شاعر آذربایجانی و غیرایرانی معرفی کند. پروفسور پائولا اورساتی (Paola Orsatti)، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ساپینتزای (Sapienza) شهر رُم، نصب مجمسه نظامی در رم را یک تحریف تاریخی میداند: "اما پرده‌برداری از مجسمه‌ای از نظامی گنجوی در شهر رُم با عنوان «شاعر آذربایجانی» باید ما را به خود بیاورد تا در برابر چنین تحریف‌هایی واکنش نشان دهیم".. و همچنین استاد ایوان میخایلوویچ استبلین کامنسکی، پروفسور و رئیس بخش شرق‌شناسی دانشگاه سنت پترزبورگ در رابطه با مجسمه نظامی در یکی از میدان‌های آن شهر و تحریف تاریخ می‌گوید: "برای نمونه آنها یک مجسمه در میدان کمنوستورسک نصب کردند و او را "شاعر بزرگ آذربایجانی" نامیدند؛ درحالی‌که نظامی گنجوی حتی ترکی صحبت نمی‌کرد. آنها می‌گویند چون در سرزمین امروزی به نام جمهوری آذربایجان زندگی می‌کرد. اما نظامی تمامی آثارش به فارسیست"

ابوریحان بیرونی

پانتركها ابوریحان بیرونی دانشمند پارسی را ترك می دانند

پان‌ترک‌ها می‌گویند که ابوریحان بیرونی ترک بوده است اما بویلوت در دانشنامه اسلام او را عضوی از خانواده ایرانی معرفی کرده است ریچارد فرای و کلیفورد ادموند باسورث هم معتقدند که ابوریحان بیرونی ایرانی استبیرونی زادهٔ خوارزم، که جزو قلمرو فرمان روایی ایرانی سامانیان بود. زبان خوارزمی زبانی ایرانی به شمار می‌آید. خود ابوریحان بیرونی در کتاب "آثار الباقیه"، دربارهٔ مردم زادگاه خویش می‌گوید: «و مردم خوارزم، آن شاخه‌ای از درخت استوار پارسیان (ایرانیان) هستند»


نوروز


پانترك ها نوروز كه یك واژه فارسی و جشن ایرانی هست را جشنی تركی معرفی می كنند

اعضای حزب فاشیستی MHP در سال‌های اخیر، نوروز را به نفع ترکان مصادره و به عنوان جشن باستانی ترکی معرفی می‌کنند.در حالی که مری بویس، این جشن را ایرانی و از پیرو آئین زرتشت می‌داند.لوی، باسورث و فریمن‌گرینویل این جشن را نخستین‌روز تقویم ایرانی می‌دانند. به نوشته مری بویس، نوروز، یکی از جشن‌های هفتگانه زرتشتیان (جدای از شش جشن دیگر که گاهانبارهای ششگانه نامیده می‌شود) است.کیث هیچز نوشته است که جشن نوروز، در بین تمامی مناطق کردنشین سنی ایران، برگزار می‌گردد.



ما مردم شریف و میهن دوست ایران از مسئولان خواستاریم تا دربرابر اقدامات ضد ایرانی پانتركیسم واكنش موثر نشان دهند

بازدید كنندگان گرامی لطفا دیدگاه خود را بیان كنید


نظرات()   
   
آموزش آشپزی
دوشنبه 10 مهر 1396 09:14
ممنون از وبلاگ خوبتون. به سایت ما هم حتما
سر بزنید
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 10:25
Pretty nice post. I simply stumbled upon your blog and wished to say that I have truly
enjoyed browsing your weblog posts. In any case I'll be subscribing in your feed and I hope you write again very soon!
بابک آذری
شنبه 30 بهمن 1395 03:33
درود بر شما
به روز هستم
پاسخ مریم : درود
tabiatgard
جمعه 22 بهمن 1395 15:30
پاسخ مریم :
کرمانشاه شهر شیرین و فرهاد
دوشنبه 27 دی 1395 22:33
زندگی را طی کن

آنگاه که بر بلند ترین قله هایش رسیدی

لبخند خودت را نثار تمام سنگ ریزه هایی کن

که پایت را خراشیدند...!!!


وبسایت دیدنیهای کرمانشـاه+مراکز خرید کرمانشـاه

kermanshahan2020.blogfa.com
پاسخ مریم :
بابک آذری
شنبه 27 آذر 1395 02:23
درود برشما
پانترکها رو کسی بهتر از من نمیشناسه، اینکه دستهایی هستن که پانترک رو در منطقه علم کنن شکی نیست، اما نکته اینجاست که با توجه به تثبیت حکام منطقه و رسمی بودن کشورهای ترک زبان منطقه بخصوص ترکیه و جمهوری جعلی آذربایجان و عدم نیاز اونها به جمعیت کم ترکزبان ایران برای کشورسازی، پس چه کسانی پانترک رو در ایران علم میکنند؟ چه کسانی اجازه میدهند که این نمکدان شکنها خلیج ع ر ب ی رو سر بدن؟ من که فک نمیکنم موضوع به این سادگی باشه، همین الان ببینید شما هم پستهای جدید و زیادی رو در مورد پانترکیست گذاشتین که خیلی هم عالیه، ولی من بازم فکر میکنم نوک پیکان پانترکیست یا ملی گرایی رو هدف گرفته یا از گور لاوی یهوده، در مورد حدس اول دقت کنیم که فقط ملی گراها در مقابل پانها موضع گرفتن، واقعا چرا ؟ مگر نه اینکه عزیزان اطلاعاتی همه چیز رو رصد میکنن پس چرا سالهاست که تماشاگران تراکتور ضد ایرانی شعار میدن؟ پانترکیست در برابر اطلاعات ایران حتی یه پشه هم نیست چطوره که .....؟ با دعای گربه نره بارون نمیاد و با شعار پانترکیست خلیج ع ر ب ی نمیشه و تا ابد پارس خواهد بود.
پاسخ مریم : درود بر شما
آترو
چهارشنبه 26 آبان 1395 12:04
درود بر بانو

درود بر ایران خسته نباشید موفق باشید

به ما هم سربزنی
آترو
جمعه 21 آبان 1395 14:13
درود بر بانو عزیز

درود بر ایران

درود اقوام ایرانی

درود بر تو بانو خسته نباشید

به هم بانو سربزن موفق باشید
پاسخ مریم : درود بر شما
پوریا
یکشنبه 31 مرداد 1395 21:45
سلام
خیلی مطالب قشنگی بود
فقط خواستم بگم به این پانترک های الاغ انقد محل نذارید
اینا فقط حضور مجازی دارن،بعضی ازینا اگه پدر مادرشون بفهمن که تو همچین خطی ان زنده زنده پوستشونو میکنن
وبلاگ تالش سرای من
یکشنبه 31 مرداد 1395 17:06
سپاس از مطالب روشنگرانه شما ... متاسفانه اقوام ایرانی و اصیل آذری ما خودشان را از اقوام بیگانه ترک می دانند که با حمله سلجوقیان به ایران در آذربایجان ساکن و زبان خود را انتشار دادند... پاینده و سبز باشید ...
پاسخ مریم : سرافراز باشید
داریوش
دوشنبه 25 مرداد 1395 23:04
دوست خوب
پانترکهای نادان تلاش میکنند ایرانیان دارای گویش های گوناگون فارسی را از فارسی جدا کنند.
به طور نمونه آنان کرد و بلوچ و لر و لک و بختیاری و گیلک و مازنی و اچمی و دیگران را فارس نمیدانند.. در حالی که همه ی اینها گویشهای فارسی هستند که حتی یک کودک خردسال هم میتونه تشخیص بده...
داستانهای جعلی و تاریخ جعلی میسازند و به دروغ به خوردعوام فارس و ترک میدهند.
زبان فارسی را ناقص و ترکی را کامل میدانند... خنده داره
کل سابقه شهرنشینی ترکها به پس از ورود اسلام میرسه که به عنوان نوکر و برده در خدمت مسلمانان در آمدند.
نه دانشمندی قبل از این تاریخ دارند و نه شاعری و نه نویسنده ای و نه دولتی و حکومتی...
فقط مشتی مردم بدوی و کوچ رو و بدون تمدن و دانش... و دیگر هیچ.....
خطر پانترک با دروغ و نیرنگ و پشتیبانی دولت فاشیست و تروریست ترکیه بسیار جدیست...
بسیار جدی
پاسخ مریم :
سکوت منتظر...
دوشنبه 28 تیر 1395 22:09
درود مهربانو مریم گرامی
داده های خوبی بود از جعلیات پان ترکیسمهای افراطی.
خوبه که ما هم نگاه بهتری به آیین و فرهنگ سرزمین خودمان بیاندازیم تا کمترین آسیب به رسوم ما بخورد.
دست مریزاد عزیز
پاسخ مریم : درود و سپاس از حضور شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها